از سایه سرد بگرام…/بخش دوم

با وجود اینکه بگرام تکراری‌ترین اسم در تاریخ افغانستان و نام آشنا در ادبیات کشور می‌باشد اما در دو دههٔ اخیر مردم از شنیدن نام آن به سبب ساختن میدان هوایی و زندان بزرگ در آن‌جا پس از اشغال جهانی، بیزار بودند.

مقالۀ سمسور رسید، او نوشته بود که: تاریخ می‌نویسد کلمه‌ی بگرام از زبان سانسکریت گرفته شده است؛ “بیگ” به معنای خان بزرگ و “رام” اسم شهری می‌باشد، معنای مرکب هر دو (شهر اشراف و خانزاده‌ها) است. از سوی دیگر “رام” در زبان سانسکریت به معنای خدا نیز نقل شده است و اگر “بگ” به معنای باغ شود (در صورتی که از فارسی نقل شود) پس معنای آن “باغ خداوند” می‌شود. خلاصه اینکه بگرام می‌تواند به معنای “پایتخت”، “شهر اشراف”، “باغ خداوند”، “قریهٔ راهبان” و “محل بخت” بیاید که هر اسم با بگرام یک‌ نوع مطابقتی دارد زیرا این‌جا زمانى پایتخت افغانستان قدیم (آریانا) بوده و از نظر تاریخی دارای قدامت طولانی می‌باشد. بگرام که در ولایت پروان و در ۶۰ کیلومتری کابل، پایتخت کنونی افغانستان موقعیت دارد؛ از شمال به رود پنجشیر، از شرق به حصه‌ای از کوه‌های صافی و پنجشیر، از جنوب به سلسله کوه‌های بزرگ صافی و از غرب به عده‌ای از قلعه‌های قدیمی‌ و باستانی وصل می‌شود که بگرام را از چاریکار و سرک عمومی جدا می‌کند.

با وجود اینکه بگرام تکراری‌ترین اسم در تاریخ افغانستان و نام آشنا در ادبیات کشور می‌باشد اما در دو دههٔ اخیر مردم از شنیدن نام آن به سبب ساختن میدان هوایی و زندان بزرگ در آن‌جا پس از اشغال جهانی، بیزار بودند.

این پایگاه نظامی در دو دهه اخیر بزرگ‌ترین مرکز آمریکا و ناتو در افغانستان شمرده می‌شد که حدود ۱۰ هزار سرباز خارجی در آن‌جا مستقر بودند‌. میدان هوایی بگرام در سال‌های اوسط قرن ۲۰ میلادی ساخته شده است که پس از تجاوز شوروی بر افغانستان مرکز اصلی قشون سرخ شوروی بود.

 

آمریکایی‌ها نیز بر نقش قدم شوروی‌ها قدم گذاشتند و در دسامبر سال ۲۰۰۱ میلادی به پایگاه بگرام وارد شدند. این پایگاه را حدود ۳۰ میل گسترش دادند و از همینجا به طراحی عملیات خود علیه ملت افغانستان پرداختند که صدها هزار افغانان بی‌گناه شهید و افراد بی‌شماری زخمی شدند.

 

در طول ۲۰ سال اشغال، هزاران نفر بی‌دفاع ملکی، مجاهدین و مردم مظلوم در این زندان اسیر شدند که سال‌های طولانی با انواع شکنجه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کردند و تعداد زیادی به دلیل شکنجه‌های سخت و طاقت‌فرسا جام شهادت نوشیدند. به اسیران این زندان توسط سربازان خارجی و اجیران داخلی تعذیب‌های گوناگون غیر انسانی داده می‌شدند؛ اسیران با شکنجه‌های روحی و روانی تعذیب شدند، اعضای بدن‌‌شان‌ قطع شدند، شوک‌های برقی داده شدند، عضلات‌شان فلج شدند و عمداً به انواع بیماری‌های مهلک مبتلا کرده شدند.

 

در این زندان به حدی کارهای غیرقانونی انجام می‌گرفت که اسیران هنگام سرمای شدید زیر آب سرد و برف با بدن‌های لخت ایستاد کرده می‌شدند و چون فصل گرما می‌رسید درجهٔ حرارت اتاق‌ها را چنان بالا می‌بردند که زندگی در آن‌ها اصلاً امکان‌پذیر نمی‌بود.

 

محققین وحشیِ زندان در هنگام تحقیق از اسیران، به آن‌ها بد و بی‌راه می‌گفتند، تا زمان بی‌هوش شدن‌شان، آنان را می‌زدند و گاهی چون آن‌ها را غرق در خون می‌کردند از دیدن این لحظه لذت می‌بردند. اکثراً چون اسیری در پی تعذیب‌های طاقت‌فرسای شان جام شهادت می‌نوشید فریادهای سایر اسیران در تمام اتاق‌های زندان انعکاس پیدا می‌نمود اما آن‌ها از تماشای چنین لحظه‌ای لذت می‌بردند و با صدای بلند می‌خندیدند.

 

افغان‌ها بدون دلیل و اسناد موثق در اتاق‌ها، دهلیزها و پنجره‌های بگرام زیر پای اشغالگران خارجی لِه شدند، با آن‌ها مثل حیوانات برخورد شد، احساسات شان خدشه‌دار شده و حتی شعائر دینی و عنعنات کلتوری شان مورد تمسخر قرار گرفت. اشغالگران خارجی علاوه بر شکنجه‌های فیزیکی اکثر اوقات جهت تعذیب بیشتر اسیران دست‌وپا بسته قران کریم را بی‌حرمتی می‌کردند، راجع به رسول اکرم صلی الله علیه و سلم سخنان زشت‌ استفاده می‌کردند و تلاش داشتند چادر حیا و عفت خانواده‌های مظلوم را به یغما ببرند.