تحلیل

گفتگو، تعامل و نشست و برخاست با غیر مسلمانان

چند وقت پیش دوستی -به ظاهر صالح و نیک- در مجلسی درددل می‌کرد و با حسرت و اندوه می‌گفت: «تنها دل‌خوشی ما به قاطعیت و صلابت بزرگان امارت و مجاهدان کلان بود که متاسفانه برخی از آن‌ها هم، ما را ناامید و مأیوس کردند». دوست دیگری با تعجب پرسید: «مگر بزرگان امارت چه کار اشتباهی […]

چند وقت پیش دوستی -به ظاهر صالح و نیک- در مجلسی درددل می‌کرد و با حسرت و اندوه می‌گفت: «تنها دل‌خوشی ما به قاطعیت و صلابت بزرگان امارت و مجاهدان کلان بود که متاسفانه برخی از آن‌ها هم، ما را ناامید و مأیوس کردند».

دوست دیگری با تعجب پرسید: «مگر بزرگان امارت چه کار اشتباهی کرده‌اند؟». وی در جواب گفت: برادر! بزرگ‌ترین جرم همین است که پس از به قدرت‌رسیدن، با کفار و غیر مسلمانان تولی کنند. مگر خداوند متعال در قرآن وعده نداده است که هرکسی که با غیر مسلمان تولی کند، از آن‌ها شمرده شده و از دایرهٔ اسلام خارج می‌گردد؟ ببین بزرگان امارت را که هر روز با سران کفار تولی می‌کنند!».

دوست فرهیختهٔ ما پرسید: «معنای تولی چیست؟» وی جواب داد: «همین مذاکرات، رفت‌وآمدها، گفتگو و نشست و برخاست یعنی تولی». پرسید: «یعنی هر مسئولی که با غیر مسلمانی پشت میز نشسته و مذاکره و گفتگو نماید، تولی کرده است؟»

پاسخ داد: «آری برادرجان». پرسید: «حکم تولی چیست؟». گفت: «طبق نص صریح قرآن، کسی که تولی کند، از دایرهٔ ایمان خارج گشته و مرتد می‌شود». پرسید: «حکم مرتد چیست؟». پاسخ داد: «باید با وی مبارزه شود، تا پشیمان شده و یا هم کشته شود».

دوست عالم و فرهیختهٔ‌مان گفت: «برادر جان! اگر چند دقیقه به من فرصت داده و حرف‌هایم را گوش دهی، بسیار ممنون می‌شوم». وی با بی‌اعتنایی گفت: «بگو! گوش می‌دهم».

دوست‌مان گفت: «بهترین تفسیر و ترجمهٔ قرآن کریم، سیرت -گفتار و کردار- رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم-است، و الگو و اسوهٔ حسنهٔ ما مسلمانان هم، همین سیرت مطهر است، درست هست؟!». همه پاسخ دادند: «آری درست و حقیقت است».

دوست عزیزمان گفت: «برای فهم و درک بهتر مصداق تولی -که در قرآن کریم ممنوع اعلام شده است- باید به عمل‌کرد رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- را بررسی کنیم، بعد خواهیم فهمید که تولی چیست! حالا بنده از شما چند سوال می‌پرسم، خواهش‌مندم بدون تعصب، کوتاه و مختصر پاسخ دهید».

«آیا رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم-، با یهودیان و مسیحیان ملاقات و مذاکره کرده‌اند؟» پاسخ دادند: «آری»

«آیا رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با غیر مسلمانان عهد، پیمان و قرارداد امضا کرده‌اند؟». پاسخ دادند: «آری، با یهودیان در روزهای نخستین هجرت و با مشرکان مکه در حدیبیه و… قراردادهای بسیاری امضا کرده‌اند».

پرسید: «آیا رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با غیر مسلمانان سر میز مذاکره نشسته و پس از پایان مذاکرات، غذای‌شان را خورده است؟». پاسخ دادند: «آری، در بسیاری از موارد، آن‌حضرت -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- از غذای‌شان تناول فرموده‌اند».

دوستی از میان حاضران با تعجب گفت: «عجیب است، الآن به ذهنم آمد که رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- و یارانش باری از گوسفند ذبح‌شده توسط یهودیان تناول فرمودند».

بعد پرسید: «آیا رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- هدایای غیر مسلمانان را می‌پذیرفت؟». گفتند: «آری، ایشان هدایای مقوقس -پادشاه مصر- را پذیرفته و حتی از آن‌ها استفاده کردند و از ماریهٔ قبطیه -اهل مصر- صاحب فرزندی هم شدند».

بعد پرسید: «آیا رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- با دختران غیر مسلمانان ازدواج هم کرده بود؟». پاسخ دادند: «آری، ام‌المؤمنین جویریه غیر مسلمان بودند که ایمان آورده و در عقد آن‌حضرت -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- داخل شدند».

دوست ما با آرامش و اطمینان گفت: به سیرت پاک رسول اکرم -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- بنگرید. ایشان با وجود آن‌که متقی‌ترین فرد و محتاط‌ترین انسان بود و از نواهی خداوندی بسیار پرهیز می‌کردند، باز هم با مشرکان و غیر مسلمانان مذاکره و گفتگو می‌کردند، قرارداد و پیمان‌نامه امضا می‌کردند و بر عهد و پیمان خود پای‌بند بودند و نقض عهد را خیانت می‌دانستند. آن‌حضرت -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- هدایای غیر مسلمانان را می‌پذیرفت و غذای‌شان را می‌خورد و… در حالی آیهٔ تولی بر ایشان نازل شده و اولین مخاطب آیهٔ مذکور بودند. پس این موارد ربطی به تولی ندارند.

آری تولی یعنی آن‌که انسان تحت تاثیر عقاید و باورهای مذهبی آنان قرار بگیرد و آن را برتر از قرآن و سنت بداند، یا برای حفاظت و نگهبانی از آنان سلاح به دست گرفته و مسلمانان را به رگبار ببندد، در اشغال کشور مسلمانان دوشادوش آن‌ها بجنگد، ناموس مسلمانی را برای لذت‌جویی به آن‌ها بسپارد و طبق عقیده و آیین آن‌ها جشن گرفته و یا عزاداری کند.

پس از سخنان این دوست فرهیختهٔ‌مان، آن بزرگ‌وار متوجهٔ برداشت نادرست خود شده و نادم و پشیمان گشت.

خوانندگان بزرگوار! این نوشته و متن یک داستان واقعی نیست، بلکه اشاره به یک عقیده و باوری دارد که به غلط در بین برخی از جوانان وطن و حتی برخی از خواص رخنه کرده است بدین‌ترتیب که آن‌ها ظاهر برخی از آیات و حدیث را گرفته و طبق برداشت خود، حکم صادر کرده و قضاوت می‌کنند، در حالی که سیرت رسول خدا -صلی‌الله‌علیه‌وسلم- و یاران بزرگوارش، خود بزرگ‌ترین تفسیر آیات و احادیث می‌باشد، و انسان پیش از هر اقدام و سخنی، اول باید سیرت و سنت آن‌حضرت -صلی‌الله‌علیه‌وسلم-، یاران بزرگوار و ائمهٔ کرام را بخواند و اطلاع کافی به دست آورد، و پس از آن سخن گفته، اقدام کند و حکم صادر کند.