نظام سیاسی و اداری مسلمانان در صدر اسلام/بخش چهاردهم

اگرچه پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم شخصاً با سران کشورها و زمامداران زمانش ملاقات نکرد، ولی با تعدادی از آنان به‌وسیله‌ی مکاتبه و از طریق نمایندگانش رابطه برقرار کرد. نمایندگانی را برای مذاکره یا دعوت به میان قبایل و اقوام مختلف فرستاد و خودشان شخصاً با نمایندگان سران حکومت‌ها و قبایل مختلف به مذاکره نشست و موافقت‌نامه و قراردادهایی را امضا کرد

نظام سیاسی و اداری مسلمانان در صدر اسلام
سفیران پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم
بخش چهاردهم

دیپلماسی و رفتار سیاسی در جوامع جهانی از گذشته تاکنون دارای جایگاه و اهمیت ویژه‌ بوده است. دین اسلام آیینی است که نه‌تنها به مباحث ایمانی و اعتقادی شخص توجه دارد، بلکه برای تمامی شئون زندگی انسانی، اعم از فردی و اجتماعی، برنامه و راهکار ارائه داده است.
برهمین‌اساس، تبیین و تحلیل این جایگاه از منظر اسلام نیز قابل بررسی است؛ به‌گونه‌ای که پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم که پیام‌آور و الگوی بسیار اساسی در تمامی شئون زندگی اعم از مدیریت، حکومت و سیاست می‌باشد، به تبیین اهمیت این جایگاه پرداخته و در سیره و رفتار سیاسی خویش در روابط خارجی، نقش دیپلماسی را پر‌رنگ‌تر از مفاهیم دیگر معنا نموده است. پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم به موفقیت‌هایی که در روابط دیپلماتیک به دست می‌آورد، دل‌خوش و دل‌باخته نمی‌شد و در شکست‌های مقطعی نیز بی‌حوصله و مضطرب نمی‌گشت، بلکه همواره آرامش کامل داشت و با گشاده‌رویی سخاوتمندانه‌ای از نمایندگان اقوام و طوایف مختلف پذیرایی می‌کرد و متواضعانه اما قاطع و قوی سخن می‌گفت. نمایندگان ایشان نیز در عین مراعات نزاکت در محاوره، سخت مسلط و خویشتن‌دار بودند.
اگرچه پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم شخصاً با سران کشورها و زمامداران زمانش ملاقات نکرد، ولی با تعدادی از آنان به‌وسیله‌ی مکاتبه و از طریق نمایندگانش رابطه برقرار کرد. نمایندگانی را برای مذاکره یا دعوت به میان قبایل و اقوام مختلف فرستاد و خودشان شخصاً با نمایندگان سران حکومت‌ها و قبایل مختلف به مذاکره نشست و موافقت‌نامه و قراردادهایی را امضا کرد؛ براین‌اساس، پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم در سال هفتم هجری و پس از صلح حدیبیه و نفوذ اسلام به دیگر مناطق، سفیرانی را به مناطق مختلف اعزام کرد تا نامه‌هایی که از طرف ایشان به پادشاهان نوشته شده‌ و حاوی پیام دعوت به اسلام و یکتاپرستی بود، به دست آنان برسانند؛ چنانکه عمروبن امیه ضمری نزد نجاشی، عبدالله‌بن حذافه نزد کسری پادشاه ایران، دحیه کلبی به روم، حاطب‌بن ابی بلتعه نزد مقوقس حاکم مصر و… فرستاده شدند.

نامه‌ی پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم به نجاشی:
«بسم الله الرحمن الرحیم من محمد رسول الله إلی النجاشی ملک الحبشه: أسلم أنت فإنی أحمد الله إلیک، الله الذی لا إله إلا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن، وأشهد أن عیسی بن مریم روح‌ الله وکلمته ألقاها إلی مریم البتول الطیبه الحصینه، فحملت بعیسی فخلقه الله من روحه ونفخه کما خلق آدم بیده، وإنی أدعوک إلی الله وحده لا شریک له والموالاه علی طاعته، وأن تتبعنی وتؤمن بالذی جاءنی فإنی رسول الله، وإنى أدعوک وجنودک إلی الله عز وجل، وقد بلغت ونصحت فاقبلوا نصیحتی، والسلام علی من اتبع الهدی.»
«به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. از محمد، فرستاده‌ی خدا، به نجاشی، پادشاه حبشه. سلام بر تو. من خدایی را که جز او خدایی نیست، ستایش می‌کنم؛ خدایی که فرمانرواست و از هر عیبی منزه است، و خدایی که «سلام» است. بندگان فرمانبردارش از خشم او در امان‌اند و بر بندگانش ناظر و گواه‌ است. گواهی می‌دهم که عیسی‌بن مریم روحی است از جانب خدا و کلمه‌ای است که خداوند او را در وجود مریم قرار داد. مریمی که زاهد و پاک و پاکدامن است. خداوند با همان نیرویی که آدم را بدون پدر و مادر آفرید، عیسی را نیز بدون پدر، از رحم مادرش به وجود آورد. من تو را به‌سوی خدای یگانه و بی‌شریک دعوت می‌کنم و از تو می‌خواهم که پیوسته مطیع و فرمانبردار او باشی و از آیین من پیروی کنی و به خدایی که مرا مبعوث کرده‌ است، ایمان و یقین داشته باشی. همانا من فرستاده‌ی خدایم و تو و مردمانت را به‌سوی خداوند عزیز و با عظمت دعوت می‌کنم. من با این نامه، رسالتم را ابلاغ کردم و برای شما خیرخواهی نمودم. خیر خواهی‌ام را بپذیرید. درود بر پیروان هدایت.»