• تاریخ : پنجشنبه, ۲۴ جوزا , ۱۴۰۳
  • ساعت :

    شعر و ادب

    قوس ۲۶, ۱۳۹۵

    مـــرا ببخـــش حــــــــــلب!

    مرا ببخش «حلب»! نوشتۀ: انجنیر محمد نذیر تنویر، هالند در رابطه به «نسل کشی» فرزندان «شام» مرا ببخش «حلب»، مرا ببخش! مرا ببخش که ناظر صحنه های تو ام؛ مرا ببخش! مرا ببخش، هزار و هزران بار، که در خون تو، شیاطین شناور اند، و من «نظاره گر» ام! مرا ببخش که ناظر صحنه های […]

    قوس ۱۱, ۱۳۹۵

    معنی عشق، قربانی و ایثار

    سعدی، پادشاه سخن، در زندگی خویش سختی های زیادی کشید، رنج سفر های طولانی به جان خرید تا تجربیات گرانقدری را کسب کرد و این تجربیات را به نظم و نثر درآورد تا دریچه های حکمتی باشند برای آیندگان می گویند: جوانى پاکباز و پاکنهادى ، با دوست خود، سوار بر کشتى کوچکى در دریاى […]

    قوس ۲, ۱۳۹۵

    در انتظار مسافر رفته

    از یار دلنوازم ما را خبر نیامد *** یا بخت ما به سر شد یا او به در نیامد وامانده در کناری نالم به آه و زاری *** او رفته روزگاری رفت و دگر نیامد گشتی نهان ز پیشم هر دم زنی به نیشم *** حیران ز کار خویشم خون از جگر نیامد او ماه […]

    عقرب ۲۷, ۱۳۹۵

    عجب حالی ست بر ما!

    عجب حالی ست بر ما! تکان دهنده است، همچو دولت و دولتمردان! هم می ربایند؛ هم آزاد می سازند؛ هم جستجو می دارند؛ هم پیدا می کنند؛ هم رعب و وحشت پدید می دارند؛ هم دوباره امن می آورند؛ هم با شأن و فرت انعکاس می دهند؛ هم خود را بی خبر می اندازند؛ هم […]

    میزان ۷, ۱۳۹۵

    اچین در ماتم است

    این است «آچین» ننگرهار! جای تجمع مردم، از برای برگشت حاجیان؛ جای ارج گذاشتن، از برای دین و دینداران! آمده اند تا از حجاج شان استقبال نمایند! فضای پُر از شور و شعف برای افغانها؛ میدان قتل و کشتار برای اشغالگران و فضای «گیم بازی» برای امریکائیان! از عقب کمپیوتر، در پی دشمن اند! این […]

    میزان ۱, ۱۳۹۵

    سرزمین آه و ناله

    من ناله و افغانم، من دیدهء گریانم من آه دل مظلوم، من خانهء ویرانم   در سینه نهان دارم، غم های همه دنیا خونینه شب و روزم، حیرانم و حیرانم   صد مشت ستم خورده، این پیکر خونینم از عالم و از آدم، دلگیرم و دلگیرم   نه بوی گل سوسن، نه نغمهء خوشبویی افسرده […]

    اسد ۲۶, ۱۳۹۵

    چهرهء خاین

    بی حرمتی به ملت ما کار خاین است باور کنید که ذلت ما کار خاین است   سوگند می خورم به شهیدان بی کفن بشکستن حرمت ما کار خاین است   با خون خود نوشته ببین همدیار من ویرانی محبت ما کار خاین است   زشتی درین وطن که نبوده مرام ما بیچاره گی عزت […]

    اسد ۱۲, ۱۳۹۵

    ثله من الأولین وثله من الآخرین

    *ثله من الأولین وثله من الآخرین* سعد الله بلوچ شهادت خصلت مردان پاک است شهید آدینه ی هر آب و خاک است رشید هست وغیور هستُ مجاهد شهید را خون پاکش هستُ شاهد استاد یاسر جوانی بس شجاع بود خوش اخلاق و همی بی ادعا بود برفت و یادگارش هست در راه شهادت را خرید […]

    اسد ۱۰, ۱۳۹۵

    تا آزادی کشور به پیش

    اى ظفرمندان ! ظفرمندانه در سنگر به پیش اى سواران سحر ! شیران نام‏ آور، به پیش جنگجویان دلاور ! پیشتازان دلیر آرشان فاتح این خاک پهناور ، به پیش با سلاح کارى الله‏ اکبر میروید پیروان راستین فاتح خیبر، به پیش پیرتان گوید اگر از کوه آتش بگذرید بگذرید اى امت بیدار دل با […]

    اسد ۱۰, ۱۳۹۵

    شهر سوخته!

      شهر من اى شهر پیکر سوخته باغ و بستانت سراسر سوخته از سموم بادها بر دامنت بید بنهاى تناور سوخته خاطرات سبز تو دیریست دیر با شقایق‏ هاى پرپر سوخته روى دشت سینه‏ء خونین تو سرو پژمرده ، صنوبر سوخته نغمه‏ هایت در گلو خشکیده است مثل پروازى که در پر سوخته زنبق و […]

    اسد ۱۰, ۱۳۹۵

    عشق حقیقی

    این سبکبالان که تا عرش جنون پر می کشند جایگاه وصل را چون صبح، در بر مى‏ کشند از دم تیغ شهادت باده جوى وصلتند نیل اگر گردد بلا لاجرعه‏اش سر مى ‏کشند هر مقام عشق را موقوف زخمى ساختند بى‏ سران در هفت شهر عاشقى سر مى ‏کشند آفتاب دیگرند اینان که روز خصم […]

    ثور ۴, ۱۳۹۵

    بمناسبت سومین سالروز وفات امیرالمومنین رحمه الله این شعر سروده شده:

    قهرمان قهرمانان سوی یزدان رفته است                        ازجهان دل برگرفته پیش جانان رفته است مــرد ایثار و فـداکاری و ایمـان و جـهاد                               بهرمهمانی بسوی خلد رضوان رفته است نیست والله قدرتم تابازگویم وصف او                                اسوه تاریخ ملت مردمیدان رفته است رفته اواماپیامش دردل مازنده است                                    جان فدای آنکه دراین عهدوپیمان رفته است درعزایش ملت ماجملگی دلخون […]

    حوت ۲۳, ۱۳۹۴

    کوکبه سعد و سعید رضی الله عنهما

      سید عبدالله از پا بدر کشید چو ابن معدیکرب رستم عزیز را که رزمش جهان ستود کز او قوام ملت و آیین یزدجرد بطل و شجاع و صاحب رأی و کلام بود هر سو که تاخت مست و جهان کوب می دوید بازوی فخر وی به خرد حیرتی فزود هیبت چنان که طرفۀ وی […]

    حوت ۲۱, ۱۳۹۴

    آسمان بار امانت نتوانست کشید / حافظ

    دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با من راه نشین باده مستانه زدند آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند شکر […]

    حوت ۶, ۱۳۹۴

    چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

    حافظ علیه الرحمه: چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست دلم ز پرده […]

    دلو ۲۸, ۱۳۹۴

    از مناجات خواجه انصاری رحمه الله

    الهی نـــام تو مــا را جواز! مهــــــر تو ما را جهــاز! الهی!  شنــاخت تو ما را امان! و لطف تو مـــا را عیـــان ـ الهی! فضـــل تـــو ما را لوا,کنف تــــو ما را ماوی !  الهی! ضیعفان را پناهی قاصدان را بـــر سراهی مومنـــــان را گواهی چه بود که افزایی و نکاهی؟

    دلو ۲۴, ۱۳۹۴

    چون محمد یافت آن ملک و نعیم / مولانا

    چون محمد یافت آن ملک و نعیم           قرص مه را کرد او در دم دو نیم چون ابوبکر آیت توفیق شد                  با چنان شه صاحب و صدیق شد چون عمر شیدای آن معشوق شد        حق و باطل را چو، فاروق شد چون که عثمان، آن را عین گشت          نور فایض بود و ذی النورین گشت […]

    دلو ۲۲, ۱۳۹۴

    اوست مقدس که فنائیش نیست / نظامی

    نظامی: بسم‌الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم فاتحه فکرت و ختم سخن نام خدایست بر او ختم کن پیش وجود همه آیندگان بیش بقای همه پایندگان سابقه سالار جهان قدم مرسله پیوند گلوی قلم پرده گشای فلک پرده‌دار پردگی پرده شناسان کار مبدع هر چشمه که جودیش هست مخترع هر چه وجودیش هست […]

    دلو ۲۰, ۱۳۹۴

    دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

    خواجه حافظ شیرازی علیه الرحمه: دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که بازبینم دیدار آشنا را ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقه گل و مل خوش خواند دوش […]

    دلو ۱۱, ۱۳۹۴

    قرآن

    شعر از: ابوعمران مزمل قرآن هدایت است مر انسان و جان را قرآن کفایت است طراز جهان را قرآن شفای رنج قلوب صنوبری مرآت هر صغیر و کبیر نهان را دل داده گان راه صفای شریعتم دریافتندزو نظم شگرف بیان را ملا و پیرو صوفی و لیسانس و ماستر هر گز مکلف اند بهر نکته […]

    go Up