سالنگ‌های درد آشنا

نویسنده: عبدالمالک عزیزی هیچ کسی نیست که در افغانستان زندگی کرده باشد و اسم سالنگ‌ها را نشنیده باشد اسمی آمیخته با سردی و زمستان. آمیخته با برف، باران، گِل‌و‌لای و موتر‌های گیر افتاده در برف. در اوج تابستان هم قرار داشته باشیم باز هم اسم سالنگ‌ها را که بشنویم تن آدم به لرزه می‌افتد. و […]

نویسنده: عبدالمالک عزیزی

هیچ کسی نیست که در افغانستان زندگی کرده باشد و اسم سالنگ‌ها را نشنیده باشد

اسمی آمیخته با سردی و زمستان.

آمیخته با برف، باران، گِل‌و‌لای و موتر‌های گیر افتاده در برف.

در اوج تابستان هم قرار داشته باشیم باز هم اسم سالنگ‌ها را که بشنویم تن آدم به لرزه می‌افتد.

و در کنار همه این‌ها سالنگ نامی دردآشناست و تصاویر دردناک و وحشتناکی از آن در ذهن مردم کشور عزیزمان حک شده‌ است. به‌خصوص در اذهان مردمانی که از آن مسیر رفت‌وآمد می‌کردند که چه رنج‌هایی طاقت‌پرسایی را وقت عبور از راه‌های پر پیچ‌وخم آن متحمل نشدند.

و چه بسا راه ارتباطی آن برای ماه‌ها مسدود بود و امکان رفت‌وآمد از آن نبود.

همچنین لکه ننگی برای حکومت سابق و دست‌نشانده بود که در تاریخ ماندگار شد که با وجود سرمایه‌های هنگفت تعمیر نشد.

اینک روزنه‌های امید به روی مردم افغانستان گشوده شده و رسیدند مردانی که زنجیر غلامان شکستند.

با دستانی خالی اما با عزمی آهنین خاک از چهرۀ غم‌و‌غبار گرفتۀ کشور عزیزمان می‌زدایند.

زمام‌داران دلسوزی که راحتی و آسودگی مردم را بر آسودگی خویش ترجیح داده و شب‌و‌روز در تلاش هستند تا دین‌ودنیای‌مان را آباد کنند.

آری! راه سالنگ‌ها ساخته و محکم‌کاری گردید.

راهی که برای بعضی‌های‌‌مان ساخته شدنش خیال و محال بود.

سالنگ‌هایی که همیشه در زمستان‌ها تیتر اول خبرهای داخلی بود و با وجود دلارهایی که از طرف کشورهای استعمارگر افغانستان می‌آمد ساخته نشد.

اما امارت اسلامی افغانستان در اندک مدتی با وجود تحریم‌های ظالمانۀ دولت‌های اسلام‌ستیز به دستان فرزندان، دلسوزان و صاحبان اصلی کشور ساخته شد.

به امید خبرهای گواراتر.