امضای پایان اشغال

ابویحیی بلوچی امروز شنبه ده حوت هست، صبح زود امیر سنگر ما را از خواب بلند کرد، با بیدار شدن از خواب اولین چیزی که به ذهنم آمد این بود که امروز روز تاریخی برای امت اسلامی بوده وسرنوشت ساز ترین روز برای ملت افغان خواهد بود. امروز امضای توافق نامه برای پایان اشغال آمریکا […]

ابویحیی بلوچی

امروز شنبه ده حوت هست، صبح زود امیر سنگر ما را از خواب بلند کرد، با بیدار شدن از خواب اولین چیزی که به ذهنم آمد این بود که امروز روز تاریخی برای امت اسلامی بوده وسرنوشت ساز ترین روز برای ملت افغان خواهد بود.

امروز امضای توافق نامه برای پایان اشغال آمریکا خواهد بود و آمریکای غاصب بعد از گذر ۱۹ سال از اشغال ظالمانه افغانستان، بالاخره بعد از جهاد طولانی و اعطای قربانی های بسیاری توسط ملت افغان، مجبور به مذاکرات و خروج خواهند شد.

در طول روز چشمم به عقربه ساعت بود، خدایم شاهد هست که با چه سختی در حال گذراندن دقایق حساس بودیم، هر لحظه در دل باخداوند متعال راز ونیاز میکردم ودوستان را به دعا تاکید میکردم، دوستان هر ساعت چند بار از من در این باره سوال میکردند.

نماز عصر را ادا کردیم، خبری خواندم با این مضمون که آخرین نماز قبل از امضای توافق نامه، مذاکره کنندگان نماز عصر را ادا کردند وبعد از نماز مغرب جلسه شروع شد.

بعد از نماز مغرب باهم سنگرانم کنار هم نشستیم، نفس ها درسینه ها حبس بود و حالت خفقان گرفته بودیم، همه منتظر خبر بودیم که به یک باره خبر امضا را دیدم، خبر امضای توافق نامه را با صدای بلند و رسا برای دوستان خواندم و تکبیرها بالا گرفت، دوستی از مجاهدان بیانیه امیرالمومنین شیخ الحدیث مولانا هبت الله را خواندند وبعد از اتمامش لحظاتی گذشت، یکی مشغول به تکبیر گفتن بود ودیگری مشغول تلاوت شد.

گوشه ای نشستم وشروع به خواندن سوره فتح کردم، گویا احوال فعلی وطنم افغانستان، جلوی چشمانم می آمد، نصرت الهی را احساس کردم و اشک ها در چشمانم حلقه زد، بغضی عجیب گلوگیر شده بود.

خوشحال بودم که قبل از فتح به جهاد آمدم ودر چنین روز سرنوشت سازی در میدان جهاد در کنار دوستان خدا قرار دارم واخبار را دنبال میکنم.

خوشی عجیبی فضا را در برگرفته بود، تلاوت مان تمام شد دوستان جمع شدند و هرکدام به نوبه خود سروده ای کوتاه می خواند.

حالت بی سابقه ای به من دست داده بود، به یاد شهدا افتادم، به یاد کسانی که خون خود را برای پایان دادن اشغال تقدیم کردند، به یاد این افتادم که اگر امروز پوزه آمریکا به خاک مالیده شد از برکت قربانی ها وخون دادن همان ها بود.

در این میان یاد کسانی افتادم که در سوره فتح به آنها اشاره شده بود، افرادی که به بهانه های واهی از این قافله نورانی عقب ماندند واز جهاد محروم شدند.

و اخیرا بعد از حمد و سپاس الهی برای این فضل عظیم و بزرگ از او تعالی تقاضای خیر و نفع برای امت اسلامی را کردم.