نشست سوم دوحه؛ آزمونی سخت برای سازمان ملل متحد 

اینک نشست سوم دوحه است و امارت اسلامی با توجه به پذیرفته‌شدن شروط تعیین شده‌اش، تصمیم گرفته که در این نشست اشتراک نماید.

قرار است سومین نشست دوحه دربارهٔ افغانستان با حضور نمایندگان ویژهٔ کشورها به میزبانی سازمان‌ ملل متحد در قطر برگزار شود. به همین دلیل، دور جدیدی از فعالیت‌های دیپلماتیک از سوی کشورهای مختلف و سازمان ‌ملل متحد آغاز شده است. با بررسی نقش و عمل‌کرد سازمان ملل در افغانستان می‌توان گفت که هر چند این سازمان در طول نیم‌قرن تحولات افغانستان به عنوان یک بازیگر بین‌المللی حضور مستقیم داشته است اما در این مدت، هیچ طرح و ابتکار سازنده‌ای را دربارهٔ افغانستان در کارنامهٔ خود ندارد.

 

نشست‌های متعددی که در گذشته به میزبانی این سازمان برای افغانستان برگزار شده است هیچ فایده‌ای نداشته است. مردم افغانستان از نشست‌های گذشته خاطرات خوبی ندارند؛ زیرا این نشست‌ها تنها جنگ و اشغال را به‌ همراه داشته‌اند. از نشست پشاور بعد از سرنگونی حکومت کمونیستی گرفته تا نشست‌های پی‌هم و نشست بن که کشور را به ورطهٔ نابودی کشاند. این نشست‌ها جز جنگ، اشغال و مهاجرت، ارمغانی برای کشور نداشته‌اند.

 

به راستی چرا این نشست‌ها برای افغانستان ارمغانی نداشته‌اند؟

حقیقت آن‌است که در پس‌پردهٔ این نشست‌ها به هیچ واقعیت موجود در افغانستان توجه نشده و یا به طور عمد سعی شده که فقط منافع دیگران در نظر گرفته شود؛ موضوعی که هم مردم افغانستان را از ثبات سیاسی، اقتصادی، پیش‌رفت و توسعه باز داشته است و هم جهان را از موقعیت فوق استراژیک افغانستان محروم ساخته است.

 

‏در روشنایی آجندا و ترکیب نشست آیندهٔ دوحه که در‌ جریان نزدیک به دو ماه گفت‌وگو با ملل متحد، با امارت اسلامی شریک شده است، امارت اسلامی در اصول، تصمیم به اشتراک در نشست آیندهٔ دوحه اتخاذ نموده است و اضافه نموده است که هر گونه تغییر در ترکیب و آجندای نشست، طبعاً بر تصمیم امارت اسلامی تأثیر می‌گذارد و مشکل افغانستان را پیچیده‌تر خواهد نمود.

 

این‌که در گذشته چنین اجتماعاتی نتیجه نداده‌اند می‌تواند علت‌های زیادی داشته باشد که قطعا پرداختن به آن‌ها در این گفتار نمی‌گنجد، اما می‌توان به برخی از آن‌ها اشاره نمود. در گذشته احزاب زیادی در افغانستان وجود داشتند و هر یک سعی می‌نمود قدرت را بدست بگیرد که طبعا امر غیر ممکنی بود و کسی هم به این واقعیت توجه نمی‌نمود و بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای هم سعی می‌کردند با پشتیبانی از یک حزب پایگاه فکری و سیاسی خود را در افغانستان حفظ کنند و برای آنان ثبات سیاسی افغانستان مهم نبود. طبعا اگر این روند ادامه داشته باشد و یک تجدید نظر کلی صورت نگیرد اساسا چنین اجتماعاتی نتیجه به جای خود بلکه مشکلات را بیشتر خواهد نمود.

 

امارت اسلامی بر اساس تجربه‌های گذشته و بی‌نتیجه‌بودن چنین اجتماعاتی در نشست دوم اشتراک نورزید و عملا به دنیا گوش‌زد نمود که افغانستان دیگر جای سیاست‌بازی و حزب‌بازی نیست و باید به حاکمیت مطلق کنونی افغانستان احترام گذاشته شود؛ حاکمیتی که در سه‌سال اخیر نشان داده است که مورد احترام اکثریت قاطع جامعهٔ افغانستان است، مگر تعداد معدودی از افراد و تشکل‌های سیاسی که موجودیت خود را در خطر می‌بینند، از این امر ناراضی هستند و به نوعی سعی می‌کنند اعلام موجودیت کنند.

 

اینک نشست سوم دوحه است و امارت اسلامی با توجه به پذیرفته‌شدن شروط تعیین شده‌اش، تصمیم گرفته که در این نشست اشتراک نماید. موضوعی که به نوعی یک آزمون بزرگ برای سازمان ملل متحد و بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای خواهد بود، این است که آیا می‌توانند از این فرصت استفاده کرده و نقش مثبت خود را در افغانستان داشته باشند و یا در افکار و سیاست‌های غلط گذشته خود روان هستند؟!

 

امارت اسلامی در حالی در این نشست اشتراک می‌کند که از بازی بازیگران پشت پرده آگاهی کامل دارد و با تکیه بر تجارب گذشته بر چیزی صحه می‌گذارد که به نفع افعانستان و ملت ستم‌دیدهٔ آن باشد. در گذشته تنها چیزی که به آن توجه نشده منافع افغانستان است، از این رو اهمیت این نشست از هر نشستی بیشتر است و برای امارت اسلامی دو سر برد است و برای برگزارکنندگان آن آزمون سخت.

 

عمل‌کرد و سیاست هدف‌مند امارت اسلامی، جای هیچ عذر و بهانه‌ای برای آن‌ها نگذاشته است و آن‌ها این موضوع را به خوبی درک کرده‌اند. روابط خوب امارت اسلامی با بازیگرانی چون چین و روسیه و تعامل سازنده با کشورهای همسایه و منطقه، باعث شده است که آن‌ها نیز به تکاپو بیفتند و به نوعی نمی‌خواهند از قافله عقب بیفتند؛ موضوعی که تحلیل‌گران مستقل و حتی وابسته، به آن اشاره کرده‌اند، و همچنین اضافه کرده‌اند که امارت اسلامی واقعیت پذیرفته‌شدهٔ جامعهٔ افغانستان است و هر نوع همکاری خارج از این واقعیت نمی‌تواند مفید واقع شود.

 

حالا گوی و میدان در دست ملل متحد و به اصطلاح جامعههٔ جهانی است و نشان خواهد داد که آن‌ها تا چه حدی به واقعیت موجود توجه نموده و نقش تعیین‌شدهٔ خود را نشان خواهند داد و یا فقط یک نشست تکراری خواهد بود.