مدفن رهبر، نماد ادعا یا عمل؟!

اما تاریخ بهترین گواه و شاهد بوده و گذر ایام در مورد همهٔ حاکمان و رهبران، اطلاعات ارزشمند و اخبار گران‌قیمتی به همگان نشان خواهد داد، و به مرور زمان نقاب دروغین از صورت همهٔ رهبران قدیس و حاکمان معصوم برداشته شده و بسیاری از رازهای‌شان افشا خواهد شد، و تشت رسوایی بسیاری از آنان از بام خواهد افتاد.

در طول تاریخ بشریت، همواره هر حاکم و رهبری خود را حامی و خادم ملت، پشتیبان مظلومان، امانت‌دار بیت‌المال و نگهبان خزانهٔ دولت معرفی نموده و چهره‌ای عدالت‌گستر و ظلم‌ستیز از خود به نمایش گذاشته و خود را فردی تلاش‌گر، ساده‌زیست، مردمی، بدون تکلف، تشنهٔ خدمت و… معرفی کرده است.

دستگاه تبلیغاتی و قدرت رسانه‌ایِ وابسته به حاکمیت نیز، با استفاده از ماهرترین نویسندگان و برترین مجریان و هنرمندان با تبلیغات گسترده و فراگیر سعی می‌کنند، از حاکم چهره‌ای رئوف، دل‌سوز، صادق، راست‌گو و… به مردم نشان داده و او را گوهر نایابی معرفی کرده، و وی را به عنوان یک نعمت الهی به تصویر بکشند، که خداوند متعال وی را برای خوش‌بختی و سربلندی ملت و آبادانی کشور، عطا کرده است.

 

بلی، نویسندگان قلم‌فروش و تحلیل‌گران جیره‌خوار و خبرنگاران نان به نرخ روز خور، و سخن‌وران وابسته، با استفاده از تمام امکانات سمعی و بصری با تبلیغات متنوع و به‌روز، همواره در تلاش‌اند تا از حاکم و رهبر، چهره‌ای معصوم و مقدس نشان دهند که همیشه در حال خدمتِ بدون منت و چشم‌داشت است و خواب و خوراک و عمر عزیز خود را فدای ملت کرده است.

 

این نوع بلوف‌ها و پروپاگاندای سیاسی بدون استثناء برای همهٔ رهبران و حاکمان جهان، حتی دیکتاتورهایی همانند: لنین، استالین، هیتلر و… نیز رواج داشته، و تا زمان متکی‌بودن‌شان بر اریکهٔ قدرت، همواره از آن‌ها به عنوان قهرمانان متواضع، پهلوانان خاکی و حامیان فقراء و مستضعفان یاد می‌شده است. اما نکتهٔ جالب آن است که در طول زندگی‌شان هرگز از قصرهای مجلل، سفره‌های رنگین، ماشین‌های گران‌قیمت و دیگر اموال‌شان، بدون پرده چیزی به مردم نشان داده نشده، و هیچ‌گاه در مورد میزان دارایی و مقدار مستغلات و املاک‌شان، در رسانه‌های واسته، بحث نمی‌شود.

 

اما تاریخ بهترین گواه و شاهد بوده و گذر ایام در مورد همهٔ حاکمان و رهبران، اطلاعات ارزشمند و اخبار گران‌قیمتی به همگان نشان خواهد داد، و به مرور زمان نقاب دروغین از صورت همهٔ رهبران قدیس و حاکمان معصوم برداشته شده و بسیاری از رازهای‌شان افشا خواهد شد، و تشت رسوایی بسیاری از آنان از بام خواهد افتاد.

 

شاید مقبرهٔ مجلل و محل دفن با شکوه‌شان که ثروت‌های بسیار هنگفتی صرف ساخت‌و‌ساز آنان شده است، بزرگ‌ترین دلیل بر دروغگویی و دروغ‌پردازی آنان و حامیان‌شان باشد؛ همان مقبره‌ای که از کاخ با شکوه‌تر و از قصر بزرگ‌تر و مجلل‌تر هست؛ همان مقبره‌ای که هزینهٔ ساخت آن می‌توانست جان چندین فقیر و معتاد را نجات داده و مشکلات بسیاری را حل کند و سبب آغاز زندگی بسیاری از جوانان باشد؛ اما افسوس که این سرمایه، نه گرسنه‌ای را سیر کرد، نه تشنه‌ای را سیراب نمود، نه تن کسی را پوشاند، نه درد کسی را مداوا کرد و نه مشکل کسی را حل کرد، بلکه قبر مدعی عدالتی را مجلل، و قصر پس از مرگش را با شکوه ساخت.

 

اما در مقابل، رهبران گم‌نام، بی‌ادعا و خدمت‌گذاری هم بوده‌اند، که تازه پس از مرگ‌شان، ملت آن‌ها را شناخته، و از رحلت‌شان افسوس می‌خورد که چنین رهبری عادل، زاهد و پارسا و دل‌سوزی داشته و از تلاش و کوشش صادقانه و خدمت مصلحانه‌اش برخوردار بوده‌؛ اما آن‌گونه که باید قدرش را نشناخته و حرمتش را حفظ نکرده و وجودش را غنیمت ندانسته است؛ اما افسوس و هزار افسوس که امثال چنین رهبرانی، همانند مرواریدی نایاب کمتر دیده می‌شوند و دست‌یافتن به آنان بسیار سخت و دشوار است.

 

یکی از این رهبران، شخصیت بی‌نظیر، مجاهد خستگی‌ناپذیر، عالم عارف، فرماندهٔ زاهد و رهبر پارسا، عالی‌قدر امیرالمومنین ملا محمدعمر -رحمه‌الله- است؛ کسی که زاهدانه زندگی کرد و با پارسایی رخت سفر بست.

 

همان رهبری که نه کاخ و قصری از او به یادگار ماند، و نه پول و ثروتی، نه ماشین‌های گران‌قیمت از او به‌جای ماند و نه هم باغ و بستان و سبزه‌زار و چراگاهی. همان مرد تاریخ‌سازی که به خاطر حفظ جان یک مومن مهاجر، مردانه در برابر ابرقدرت‌های جهان ایستاد و سالیان‌سال با کم‌ترین امکانات موجود و با دستانی خالی و شکمی گرسنه و بدنی خسته؛ اما با ایمانی عمیق، باوری ژرف و قامتی رعنا، با آنان مبارزه کرد.

 

بلی! این رهبر بی‌نظیر و فرماندهٔ بی‌بدیل، در نهایت ساده‌زیستی و زهد، حکومت نموده و با قدرت و صلابت مبارزه کرد و با دست‌های پینه‌بسته و پاهای زمخت و لباس‌های کهنه و کفش‌های فرسوده و… رخ در نقاب خاک کشید و برای همیشه فرزندان وطن را ترک نمود و به دیار ابدی شتافت.

 

خانه و قبر سادهٔ این بزرگ‌وار، یک دنیا حرف و یک جهان پند و اندرز از خود به‌جای گذاشته است. او هرگز ادعای بی‌جا نکرد و همواره بر وعده‌های خود جامهٔ عمل پوشاند. وی با زندگی و رحلتش برای همه ثابت کرد که چه گوهر پربها و چه انسان بی‌نظیری بود، که ساده زیست، عادلانه حکومت کرد، شرافتمندانه مبارزه کرد و فقیرانه از دنیا رفت.

آری، آثار به‌جای‌مانده از او، در مقایسه با دیگر رهبران و سیاست‌مداران مسلمان و غیرمسلمان، نشان‌دهندهٔ این است که چه‌قدر میان عدالت‌گستری و حمایت از مظلوم و برداشتن طبقات اجتماعی، تفاوت است.

در آثار به‌جای‌مانده از امیرالمومنین ملا محمدعمر -رحمه‌الله- نه از قصر خبری است و نه از ارگ و کاخ، نه از ماشین‌های گران‌قیمت خبری است و نه از امکانات و رفاهیات، بلکه نهایتش قبری بسیار معمولی، لباس‌های کهنه و ارزان‌قیمت و دمپایی پلاستیکی و وسایل شخصی ساده و معمولی، از وی به‌جای ماند.

شاید بزرگ‌ترین دلیل بر صداقت، اخلاص، ایمان و عدالت ایشان همان مدفن و مقبرهٔ ساده‌ای‌ست که هیچ تفاوتی با مقبره‌های اقشار کم‌درآمد و طبقهٔ پایین جامعه ندارد، بلکه با آن‌ها یک‌سان و برابر است.