مسئولیت

شایستگی و توانایی، ملاک سپردن مسئولیت

یکی از مهم‌ترین آموزه‌های قرآن کریم برای رهبران و سیاست‌مداران مسلمان آن است که در هنگام انتصاب مسئولان، مدیران، والیان، فرماندهان و… باید نهایت دقت و ریزبینی را داشته باشند و با در نظرداشت دیانت و امانت، شایسته‌ترین فرد را گزینش نموده و مسئولیت را تنهاوتنها به افراد لایق و شایسته واگذار نمایند. چنان‌که قرآن […]

یکی از مهم‌ترین آموزه‌های قرآن کریم برای رهبران و سیاست‌مداران مسلمان آن است که در هنگام انتصاب مسئولان، مدیران، والیان، فرماندهان و… باید نهایت دقت و ریزبینی را داشته باشند و با در نظرداشت دیانت و امانت، شایسته‌ترین فرد را گزینش نموده و مسئولیت را تنهاوتنها به افراد لایق و شایسته واگذار نمایند. چنان‌که قرآن کریم در ضمن داستان هجرت سیدنا موسی -علیه‌السلام- از زبان دختر سیدنا شعیب یادآور می‌شود: «یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ ۖ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ».

 

آری سیدنا شعیب -علیه‌السلام- برای سپردن مسئولیت گوسفندان خود نیاز به یک فرد مورد اطمینان داشت. دختر ایشان هنگامی که توانایی و امانت‌داری سیدنا موسی -علیه‌السلام- را مشاهده کرد، به پدر بزرگ‌وار خود پیشنهاد نمود که چراندن گوسفندان را به مسافر تازه‌وارد بسپارد؛ چون وی دو ویژگی -توانایی و امانت‌داری- منحصر به فرد داشت، که وی را در انجام وظیفهٔ محول‌شده کمک، و انجام کار را برای وی آسان‌تر خواهد کرد.

 

هنگامی که سیدنا شعیب -علیه‌السلام- با سیدنا موسی -علیه‌السلام- رودررو دیدار نمود و پای صحبت‌های او نشست به خوبی درک نمود که این مسافر تازه‌وارد آن‌قدر توانایی، شایستگی، امانت‌داری، چشم‌پاکی، درستی و صداقت دارد، که با اطمینان کامل به ایشان اعتماد کرد، و نه تنها چراندن گوسفندان را به ایشان سپرد، بلکه مسئولیت و کفالت دختران و خانواده‌اش را نیز به ایشان سپرد.

 

این داستان قرآنی پیام مهم و حیاتی برای همهٔ رهبران و سردمداران مسلمان دارد و به همهٔ آنان می‌آموزد که برای سپردن کوچک‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین کارها هم باید توانایی، استعداد و امانت‌داری فرد را، مورد نظر قرار دهند، و بدون دلیل به هر کس و ناکسی اعتماد نکرده و غفلت و تساهل نکنند و مسئولیت را به چنین افراد نالایقی نسپارند.

 

این بخش از قرآن کریم یک درس و آموزهٔ مهم دیگر نیز دارد، و آن این‌که، اولا: ممکن است بسا اوقات این استعداد، توانایی، مهارت و لیاقت در بین افراد غریبه، مسافر، رهگذر و غیر خودی دیده‌ شود.

 

ثانیاً: ممکن است از وجود این فرد توانا و شایسته، خود رهبر و زعیم و فرمانده آگاه نباشد، بلکه شاید درباریان و اطرافیان از وجود چنین فرد شایسته‌ای آگاه و مطلع باشند، پس وظیفهٔ شرعی و قانونی افراد مطلع آن است که چنین فردی را به رهبر و فرمانده معرفی کرده و توانایی و شایستگی وی ابراز دارند.

 

چنان‌که در این داستان، سیدنا شعیب -علیه‌السلام- از وجود موسی -علیه‌السلام- و توانایی‌ها و لیاقت وی آگاهی و اطلاعی نداشت؛ اما دختر ایشان که از نیاز پدر به استخدام یک فرد و سپردن مسئولیت به او و همچنین از وجود فردی شایسته و ماهری برای این استخدام آگاه بود، بی‌تفاوت ننشست، بلکه در سریع‌ترین زمان ممکن گزارش را به صورت درست، بدون فزونی و کاستی به پدر رساند و ایشان را در سپردن مسئولیت به چنین فرد شایسته‌ای کمک و یاری رساند.

 

همچنین در داستان سیدنا یوسف -علیه‌السلام- هنگامی که پادشاه برای تعبیر خواب خود، دنبال خواب‌گذار و معبر ماهری می‌گشت، آبدارچی پادشاه که از وجود سیدنا یوسف و مهارت ایشان در تعبیر خواب، آگاهی و اطلاع داشت، دست روی دست نگذاشته و بی‌تفاوت نماند، بلکه پادشاه را به وجود چنین فرد شایسته و لایقی رهنمایی نمود، و پادشاه نیز پس از دیدار، رودررو با سیدنا یوسف -علیه‌السلام- توانایی و استعداد فراوانی را در وجود ایشان مشاهده کرد، و چنان تحت تاثیر شخصیت ایشان قرار گرفت که سرنوشت و آیندهٔ کشور و مملکت خود را به او سپرد.

 

آری ممکن است گاهی یک نفر غریب، ناشناس، رهگذر، مسافر و… چنان استعداد و توانایی بالایی داشته باشد که بتواند بالاترین و سنگین‌ترین مسئولیت را به دوش گرفته و به بهترین شکل ممکن مسئولیت خود را انجام دهد و در کوتاه‌ترین زمان ممکن و کم‌ترین هزینه، به هدف دست یابد و گره از مشکلات ملت و دولت باز کند.

 

پس مسئولیت شرعی و قانونی رهبران و اطرافیان آنان، این است که برای سپردن سرنوشت و آیندهٔ ملت مسلمان، افراد شایسته، توانا، لایق، ماهر، امانت‌دار و متخصص را پیدا نموده و به آنان اعتماد پیدا کرده و مسئولیت را به آنان بسپارد، و از انتصاب افراد ضعیف، ناتوان، نالایق، خائن و… به شدت پرهیز نمایند؛ چون سپردن مسئولیت‌های اجتماعی، سیاسی و نظامی به چنین افراد نالایق برابر است با نابودی و فناشدن آیندهٔ مملکت و دولت.