سیلاب

سیلاب ویران‌گر و تفرقه‌افکنی شرم‌آور

این روزها از گوشه‌ و کنار کشور عزیز و داغ‌دارم صدای فریاد انسان‌های نیازمند و دردمند به گوش می‌رسد؛ انسان‌هایی که تمام داشته‌ها و ماحصل عمر و تلاش‌شان را در کسری از زمان و در لحظه‌ای نابه‌هنگام و در بی‌خبری تمام از دست داده‌اند و تنها جامه بر تن و جان بر بدن روی زمین […]

این روزها از گوشه‌ و کنار کشور عزیز و داغ‌دارم صدای فریاد انسان‌های نیازمند و دردمند به گوش می‌رسد؛ انسان‌هایی که
تمام داشته‌ها و ماحصل عمر و تلاش‌شان را در کسری از زمان و در لحظه‌ای نابه‌هنگام و در بی‌خبری تمام از دست داده‌اند و تنها جامه بر تن و جان بر بدن روی زمین خدا بی‌پناه نشسته‌اند.
این ندا برای تمام هموطنان است که اگر در توان دارید و می‌توانید، به کمک و یاری برادران و خواهران مصیبت‌دیده و سیلاب‌زده بشتابید و دست‌شان را بگیرید.
مردم این سرزمین سال‌های متمادی از خشک‌سالی پی‌هم و فراگیر رنج می‌بردند و نیاز شدیدی به آب داشتند؛ آبی که در افغانستان برای دستارخوان‌های مردم معنا و ارزش خاصی دارد، چون اینجا ارزش آب بالاتر از طلاست.
بیش چهل سال جنگ و آوارگی و هجوم استعمارگران و ابرقدرت‌ها بسیاری از موقعیت‌های اقتصادی و زمینه‌های پیشرفت را از مردم ربوده است؛ آن‌هم به‌وسیله‌ی همان کشورهایی که امروز باعث و بانی ایجاد این شرایط هستند. براساس گزارش‌های سازمان ملل، افغانستان جزو پانزده کشوری است که بیشترین آسیب را از تغییرات اقلیمی متحمل خواهد شد. امروزه این سیل‌های ویرانگر بر اثر همان تغییرات پیش آمده است.
مقصر اصلی در این زمینه کشورهای صنعتی و کشورهای دخیل در وضعیت کنونی افغانستان است؛ از روی همین ندانم‌کاری یا عملکرد تفرقه‌افکنانه، بسیاری از رسانه‌ها جای شاکی و متهم را عوض کرده و حکومت افغانستان را متهم به عدم همکاری با نهادهای بین‌المللی می‌کنند؛ درصورتی‌که در مورد بانیان اصلی این مشکلات سکوت کرده و مهر خاموشی بر لب زده است.
نباید فراموش کرد که مردم افغانستان در سختی‌های مختلف روزگار کنارهم بودند و هستند و به‌خوبی معنای رنج و درد ازدست‌دادن عزیزان و ویران‌شدن خانه و کاشانه‌شان را می‌دانند و با ذره‌ذرهٔ وجودشان حس و لمس می‌کنند.
سه ابرقدرت بزرگ دنیا به این کشور و بالای این ملت غیور و عفیف حمله کردند، کشتند، بردند و جوهای خون را روان کردند، اما این مردم با قوت ایمان، سلاح غیرت و سپر شجاعت در مقابل‌شان ایستادند، با خون‌هایشان درخت اسلام و وطن را آبیاری کردند، دوباره راست ایستادند، قامت افراشتند و همانند سرو و مثل هندوکش خم به ابرو نیاوردند. اگر سیل در اینجا جان، مال و دنیای مردم را گرفت، اما درحقیقت این سیل وجدان برخی از رسانه‌ها را از‌بین برد و شعلهٔ ضعیفش را خاموش کرد. خانه و کاشانه دوباره ساخته و دیوارهایش بلند می‌شود، اما وجدانی که به‌خاطر گرفتن پول به خواب رفته است، دیگر بیدار نمی‌شود؛ زیرا خودش را به خواب زده و چشمان را پت کرده است. اینان به‌جای اینکه مرحمی بر دل غم‌دیده‌ی ملت افغانستان باشند، نمک بر زخم آنان می‌پاشند.
باوجوداین، دولت نوپای افغانستان با وجود امکانات کمی که در اختیار دارد، همه‌ی توان خود را در این زمینه به کار بسته است تا دردی را درمان کند و زخمی را مرهم بنهد.
در پایان، ملت و هموطنان نیز به‌عنوان برادر و هموطن همانند گذشته و همیشه حماسه‌آفرینی کنند و به کمک هموطنان خود بشتابند و از هیچ کمکی کم و زیاد دریغ نورزند.