سقوط دل‌ها قبل‌از سقوط ولسوالی‌ها

محمدعمر نیمروزی افغانستانِ امروز شاهد اوضاع خوشحال‌کننده‌ای است. مجاهدین امارت اسلامی به شکل بی‌سابقه‌ای در این دو دهه، به پیروزی‌های چشمگیری دست یافته‌اند. در این میان، عمل‌کرد ضعیف و حالت زارِ رژیم کابل بسیار تأمل‌برانگیز است. رژیم دست‌نشاندهٔ کابل چنان آشفته و سراسیمه شده که حتی هنجارهای جمهوریتی‌اش را، که سال‌ها به آن‌ها بالیده، فراموش […]

محمدعمر نیمروزی

افغانستانِ امروز شاهد اوضاع خوشحال‌کننده‌ای است. مجاهدین امارت اسلامی به شکل بی‌سابقه‌ای در این دو دهه، به پیروزی‌های چشمگیری دست یافته‌اند. در این میان، عمل‌کرد ضعیف و حالت زارِ رژیم کابل بسیار تأمل‌برانگیز است. رژیم دست‌نشاندهٔ کابل چنان آشفته و سراسیمه شده که حتی هنجارهای جمهوریتی‌اش را، که سال‌ها به آن‌ها بالیده، فراموش کرده و به ستیز با آن‌ها پرداخته است.

رژیم کابل که حکومتش را «جمهوری» می‌نامد و یکی از دستاوردهایش را «آزادی بیان» می‌داند، اینک خودش به مخالفت با آزادی بیان برخاسته و عصرِ «کاغذسوزان» را شروع کرده است.

در نمونهٔ نخست، بسیاری از ژورنالیست‌ها و فعالان رسانه‌ای را به طرز مرموزی به قتل رساند و سپس انگشت اتهامش را به سوی داعش – که خود، حامی‌اش است – و امارت اسلامی نشانه گرفت.

در گام بعدی، به تازگی رژیم کابل بسیاری از وزارت‌خانه‌هایش، ازجمله وزارت عدلیه، اطلاعات و فرهنگ، حج ارشاد و اوقاف، امور زنان  و لوی سانوالی را بسیج کرده است تا همه‌باهم علیه رسانه‌های خبری که اطلاعات مربوط به نبرد مجاهدین را پوشش می‌دهند، موضع‌گیری کنند. این وزارت‌خانه‌ها اعلام کرده‌اند که پوشش اطلاعات جنگ، درواقع تبلیغ علیه حکومت است و با چنین رسانه‌هایی برخورد می‌شود!

همچنین سه شب پیش، محترم مولوی امیرخان متقی، رئیس کمیسیون دعوت و ارشاد و عضو شورای رهبری، قرار بود با تلویزیون شمشاد مصاحبه داشته باشد که متأسفانه رژیم کابل، سراسیمه‌تر از همیشه، این مصاحبه را با تهدید و ارعاب لغو کرد و اجازه نداد که انجام شود. چون می‌داند بر اثر چنین مصاحبه‌هایی مردم بیشتر از موقف و موضع‌گیری امارت اسلامی آگاه می‌شوند و از این رهگذر بیشتر به سوی امارت اسلامی جذب می‌شوند و این، شکستی برای رژیم کابل محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، امارت اسلامی افغانستان مطابق با اصول و استانداردهای اسلامی، روزبه‌روز پیش‌روی می‌کند. جالب اینجاست که کیفیت پیش‌روی امارت اسلامی در این ایام، در تاریخ جنگ‌های جهان، از شرق تا غرب، بی‌نظیر است. در تاریخ جنگ‌ها، هر دسته‌ای که مظلوم بوده است، هرگاه بر طرف مقابلش چیره شده، دمار از روزگار حریفش درآورده و چند برابر بیشتر از ظلمی که بر او شده، بر حریفش روا داشته است. امارت اسلامی افغانستان بعد از هجوم نیروهای ناتو و همکاریِ شرقی‌ها و غربی‌ها، بی‌نهایت مظلوم واقع شد. جنایاتی که در دشت لیلی و قلعه جنگی بر آنان روا داشته شد، هیچ‌گاه از صفحات تاریخ محو نمی‌شود. اما همین امارت اسلامی، حالا که بر حریفانش چیره می‌شود، چنان تعامل نیکویی با آنان اختیار کرده که نه تنها در تاریخ جنگ‌های جهان، بلکه در تاریخ جنگ‌های مسلمانان نیز کم‌نظیر است.

برخورد انسانی مجاهدین امارت اسلامی با عساکر تسلیم‌شدهٔ رژیم کابل، یاد و خاطرهٔ تعامل صحابهٔ کرام رضی‌الله‌عنهم با مشرکین مکه را در اذهان زنده می‌کند. تاریخ‌نگارانی که به دنبال چراییِ فتوحات صحابهٔ کرام رضی‌الله‌عنهم در فارس و روم هستند، بیایند و علت را در نحوهٔ نبرد مجاهدین امارت اسلامی با مزدوران صلیبیان ببینند. اینجاست که نتیجهٔ اخلاق اسلامی نمایان می‌شود. نحوهٔ نشستن مولوی امیرخان متقی حفظه‌الله در میان عساکر تسلیم‌شدهٔ دشمن، آن هم بر روی زمین و با کمال سادگی، جهانیان را انگشت‌ به دهان کرد.

فتوحات چشمگیر امارت اسلامی در عرض دو ماه، قبل از این‌که فتح کندک‌ها، بیس‌ها قرارگاه‌ها و ولسوالی‌ها باشد، فتح قلب‌ها و روح‌هاست. قبل از فتح جسم، فتح جان است.

رژیم کابل در برخی از اماکن، مدت ده ماه است که حقوق و معاش عساکر را نداده است، آن هم فقط به این جهت که مبادا بعد از تحویل گرفتن معاش خود، از صف اجیران جدا شوند. این ترفند ادارهٔ کابل، بی‌نتیجه نبوده و همین اکنون بسیاری از عساکر صرفاً به خاطر تحویل گرفتن معاش عقب‌افتادهٔ خود در صف رژیم هستند و به محض اینکه معاش‌شان را تحویل بگیرند از صف مزدوران جدا می‌شوند.

از یک طرف، رژیم کابل این تعامل را با عساکر و (به اصطلاح) محافظان خود دارد، و از طرف دیگر امارت اسلامی هرگاه بر این (به اصطلاح) دشمنان خود دست می‌یابد، آنان را به آغوش می‌گیرد، دست‌شان را به گرمی می‌فشارد، لباس و کرایهٔ راه به آنان می‌دهد و با عزت و احترام فراوان آن‌ها را به خانه‌هایشان می‌فرستد. در چنین شرایطی آیا عسکر دیوانه است که با مجاهد بجنگد و از رژیم دفاع کند؟!

قضاوت با خوانندگان است.