دل‌سوزی یا دیکتاتوری!؟

همواره در طول تاریخ، رفتار و کردار برخی از حاکمان به‌گونه‌ای بوده که فرزندان ملت، اعم از بزرگان و جوانان، همهٔ‌شان موظف بوده‌اند تا به هر شکلی که شده از حاکم و رهبر خود حمایت کرده و برای بقا و دوام آن، از جان‌ومال خود دست شسته و خویشتن را فدای رهبر کنند

طبیعت بشر به گونه‌ای است که پس از رسیدن به حکومت و به‌دست‌گرفتن ابزارهای قدرت، معمولاً دچار خودبزرگ‌بینی شده و خود را بالاتر از همه و فراتر از قانون تصور می‌کند. به همین دلیل است که در طول تاریخ، حاکمان ظالم و ستم‌گری بوده‌اند که خود را صاحب و مالک آحاد ملت دانسته و خود را نه تنها رهبر و زعیم، بلکه خدای ملت معرفی کرده و از ملت انتظار و توقع آن را داشته‌اند که همهٔ‌شان همانند برده و فراتر از توان خود برای آسایش و آرامش حاکم کار کرده و جهت حفظ تاج و تختش جان‌فشانی و جان‌بازی کنند، و همانند بندگان مخلص، پادشاه خویش را پرستیده و در برابرش کرنش و سجده کنند.

بلی، همواره در طول تاریخ، رفتار و کردار برخی از حاکمان به‌گونه‌ای بوده که فرزندان ملت، اعم از بزرگان و جوانان، همهٔ‌شان موظف بوده‌اند تا به هر شکلی که شده از حاکم و رهبر خود حمایت کرده و برای بقا و دوام آن، از جان‌ومال خود دست شسته و خویشتن را فدای رهبر کنند. در عصر حاضر نیز تقریبا در همهٔ کشورها چنین اعتقاد و تفکری وجود دارد، و همهٔ ابزارهای تبلیغاتی برای این عقیده و باور، در حال تبلیغات گسترده بوده و می‌گویند: مهم‌ترین مسئولیت مردم و ملت، نگه‌داری و پاس‌بانی از دولت‌ها و حکام‌شان است. همچنین می‌گویند: بزرگ‌ترین افتخار آن است که ملت با وجود هزینه‌های بسیار سنگین، حاکم و رهبر خود را حمایت کند و نگذارد که آسایش، آرامش و امنیت و رفاه حاکم از بین برود.

همین رفتار ملت‌ها سبب می‌شود که حاکمان مغرور شده و فریب بخورند و خود را بالاتر و برتر دانسته و آرام‌آرام خویشتن را فراتر از قانون تصور کنند و به دیکتاتوری روی بیاورند و ظلم و ستم را آغاز کرده و عمر ملت را با سلب آزادی‌شان و… کوتاه کرده و زندگی‌شان را به تباهی بکشند.

اما در همین عصر و چند روز گذشته، شاهد آن بودیم که رهبر امارت اسلامی در اجتماع مردم متدین قندهار در نهایت شفافیت و صراحت، با زبان ساده و عام‌فهم، خواسته‌هایش را از ملت مطرح نموده و انتظارات خود را بیان داشت، که مطالب کلیدی این سخنان و این خواسته‌ها را می‌توان در چند مورد خلاصه کرد.

مهم‌ترین بخش آن، مربوط به دغدغه و نگرانی ایشان نسبت به آیندهٔ ملت و مردم افغانستان بود. ایشان در بخشی از سخنان خویش، با دل‌سوزی و خیرخواهی فراوان، هشدار دادند که: دشمنان تلاش دارند که آرامش، آسایش و امنیت کشور را با ایجاد تفرقه و دودستگی بین مردم، از بین ببرند. ملت و دولت امارت اسلامی مواظب باشند که به هیچ‌وجه گرفتار دودستگی و اختلاف نشوند، بلکه تلاش کنند تا وحدت، یک‌پارچگی، انسجام و اتحاد خود را حفظ کنند. ایشان تاکید داشتند که حفظ وحدت از وجود رهبر مهم‌تر و لازم‌تر است و به صراحت اعلام کردند که برای حفظ وحدت و پرهیز از اختلاف، حاضر است تا استعفا داده و از قدرت کناره‌گیری کند.

آن‌هایی که با روحیهٔ ایمانی و مذهبی رهبر و زعیم امارت اسلامی آشنا، و از قاطعیت و صلابت ایشان آگاه هستند، به درستی می‌دانند که این سخنان ایشان، بلوف سیاسی یا دروغ مصلحتی نیست، بلکه واقعیتی است که ایشان در جایگاه یک رهبر سیاسی و یک عالم دینی بر زبان آورده است و قطعاً در صورت نیاز به قولش وفا خواهد کرد.

این سخنان رهبر امارت اسلامی، بیان‌گر آن است که از منظر و نگاه ایشان اقتدار، توانایی و پیش‌رفت ملت مسلمان بسیار ارزشمند و گران‌بها است، که برای رسیدن به آن یا حفظ و نگهداری از آن باید هزینه‌های بسیار سنگینی انجام داد. از نظر ایشان رهبر و زعیم مملکت، مسئول پاس‌داری و نگهداری از ارزش‌های ملی و مذهبی است، و مسئول کشور برای حفظ وحدت کلمه و انسجام ملی، باید تمام تلاش خود را به کار ببرد و همهٔ هزینه‌های مورد نیاز را فراهم کند.

ایشان به جالب‌ترین شکل ممکن، تفاوت یک رهبر مسئولیت‌پذیر و خدمت‌گزار را با یک رهبر قدرت طلب و دیکتاتور بیان کردند و آن این که: اگر روزی تنها راه و تنها مسیر وحدت و انسجام همهٔ مردم و هم‌بستگی و اتحاد همه ملت، تغییر و کناره‌گیری رهبر باشد، ایشان قطعاً با خواست همهٔ مردم و برای حفظ وحدت ملی مردم، از رهبری کشور کنار خواهد رفت و زمام حکومت را به فردی شایسته، لایق و مسئولیت‌پذیر خواهد سپرد، و جایگاه و مقام خود را فدای آرامش و آسایش ملت خود خواهد کرد. و این است تفاوت یک رهبر مذهبی دل‌سوز و فداکار، با یک رهبر قدرت‌طلب، منفعت‌طلب، خودکامه و دیکتاتور!