خاطرات سنگر/بخش سوم

نویسنده: سعید مبارز معمولا در آن زمان، بخاطر احتمال وقوع حملات هوایی دشمن، در هر اطاق‌ و قرارگا‌ه‌، مجاهدین بیشتر از ده نفر زندگی نمی‌کردند و گاهی هم می‌شد که شب‌ها، همان ده نفر نیز به چندین اطاق تقسیم می‌شدند تا مبادا دشمن چاپه بزند و تعداد زیادی از مجاهدین را غافلگیر نماید. زمانیکه ما […]

نویسنده: سعید مبارز

معمولا در آن زمان، بخاطر احتمال وقوع حملات هوایی دشمن، در هر اطاق‌ و قرارگا‌ه‌، مجاهدین بیشتر از ده نفر زندگی نمی‌کردند و گاهی هم می‌شد که شب‌ها، همان ده نفر نیز به چندین اطاق تقسیم می‌شدند تا مبادا دشمن چاپه بزند و تعداد زیادی از مجاهدین را غافلگیر نماید.
زمانیکه ما به قرارگاه مجاهدین رفتیم، به استثنای توحیدی که رفیق سابقه و از هم‌وطنان غوری بود، دیگر هیچ کسی را نمی‌شناختیم اما برخورد مردم منطقه و مجاهدین مخصوصا مسؤول اطاق که بنام ننگیالی بود (اکنون فکر می‌کنم که حیات دارند و در یکی از ولایات مصروف ایفای وظیفه هستند)، با ما بحدی دوستانه بود که فکر می‌کردیم سال‌ها با ایشان یکجا زندگی کرده‌ایم. ایشان بخاطر اینکه ما مسافر بودیم و در ایام عید، در فراق خانه‌های خود غمگین نشویم، از پدر، برادران و اقرباء نیز بیشتر متوجه ما بودند.
ایام محدود را که ما در آنجا بودیم، واقعا بسیار پرمخاطره و شیرین بود که جهت یادبود به چند واقعهٔ شیرین و یادماندنی مختصرا اشاره می‌کنم:

– ایثار و فداکاری:
در سنگر جهاد یکی از مسایل که حائز اهمیت می‌باشد، این است که باید مجاهد فداکار باشد، در قبال برادران مجاهداش ایثار نماید و از حقوق امتیازات خود بگذرد تا برادرش مستفید شود و راحت‌ و آسوده باشد. این صفت از جمله ویژگی‌های مؤمنین مخلص، مخصوصا انصار رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم است که الله متعال در وصف شان در قرآن عظیم الشأن، چنین می‌فرماید:
“وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ “.
( ترجمه: ‏‏آنانی که پیش از آمدن مهاجران، خانه و کاشانه (آئین اسلام) را آماده کردند و ایمان را (در دل خود استوار داشتند)، کسانی را دوست می‌دارند که به پیش ایشان مهاجرت کرده‌اند، و در درون احساس و رغبت نیازی نمی‌کنند به چیزهائی که به مهاجران داده شده است، و ایشان را بر خود ترجیح می‌دهند، هرچند که خود سخت نیازمند باشند. کسانی که از بخل نفس خود، نگهداری، مصون و محفوظ گردند، ایشان قطعاً رستگارند.)

وقتی که ما آنجا رفته بودیم، فصل گرما بود و اتاق کوچک که ده تن از مجاهدین آنجا زندگی‌ می‌کردند، بی‌نهایت گرم بود و هیچ امکانات دیگری بجز یک کولر وطنی که از یک سولر کوچک، انرژی می‌گرفت و در یک گوشه‌ی اتاق نصب بود، چیزی دیگری وجود نداشت و آن کولر در گرمای چاشت فقط می‌توانست یک نفر را کفایت کند اما جالب این بود که در آن گرمای سوزان، هیچ یکی از مجاهدین منطقه بشمول مسؤول اتاق، حاضر نمی‌شدند در نزدیک کولر بنشینند یا بخوابند و ترجیح می‌دادند تا از سرمای کولر، بیشتر ما مسافرین مستفید شویم.

یقینا مجاهدین منطقه آنچه را که در دسترس‌شان بود، برای ما که بعنوان مسافر در آنجا بودیم، اختیار می‌نمودند و خود شان گرچه نیازمند بودند اما باز هم ما را ترجیح می‌دادند تا راحت‌ باشیم.

داستان اتاق گرم و کولر کوچک، صرفا یک نمونه بود، علاوه برآن موتر و موترسایکل و سایر امکانات مربوط اتاق، در دسترس ما قرار داشت و اولویت شامل حال مجاهدین مسافر بود. این برخورد خدایی مجاهدین میزبان، یک درس بسیار بزرگ برای ما بود که مجاهدین آن منطقه گرچه همه عالم نبودند اما با اخلاص و للهیت شان در میدان عمل چنان درسی برای ما دادند که بمراتب از درس استاد که فقط می‌گوید ولی عمل نمی‌نماید، مؤثرتر و دل‌نشین‌تر بود. (الله جل‌جلاله؛ شهادت آنهایی را که شهید شدند، بپذیرد و آنهایی را که زنده هستند، توفیق خدمت و ادامه همان راه را نصیب نماید.)

– تواضع و فروتنی:
تواضع و فروتنی؛ خصلت مردان مؤمن و واقعی است. در جامعه اسلامی، افراد متواضع و فروتن، از محبوبیت و احترام خاص برخوردار هستند. بالمقابل؛ تکبر و غرور صفت فساق و منافقین است و افراد متکبر و مغرور در جامعه اسلامی منفور بوده به دیده‌ی بد نگریسته می‌شوند.
در شریعت مقدس اسلام، روایات زیادی وجود دارد که انسان‌ها را به تواضع، فروتنی، حلم و ادب تشویق نموده و از نخوت، غرور، خودبینی و خودپسندی برحذر می‌دارد که در اینجا با ذکر چند روایت اکتفاء می‌گردد:

– در کتاب صحیح مسلم بنقل از حضرت ابی‌هریره رضی‌الله‌عنه، از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه و سلم روایت شده است که فرمودند: ” مَا نَقَصَتْ صَدَقَهٌ مِنْ مَالٍ ، وَمَا زَادَ اللَّهُ عَبْدًا بِعَفْوٍ إِلَّا عِزًّا ، وَمَا تَوَاضَعَ أَحَدٌ لِلَّهِ إِلَّا رَفَعَهُ اللَّهُ “.
(ترجمه: دادن صدقه باعث نقص مال نمی‌شود و الله تعالی بنده را که یک مجرم را عفو نماید، عزت می‌دهد و الله تعالی مرتبه انسان را با تواضع بلند می‌برد.)

– همچنان در سنن ابی‌داود روایت شده که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم گفتند: ” إِنَّ اللَّهَ أَوْحَى إِلَیَّ أَنْ تَوَاضَعُوا حَتَّى لَا یَبْغِیَ أَحَدٌ عَلَى أَحَدٍ وَلَا یَفْخَرَ أَحَدٌ عَلَى أَحَدٍ “.
(ترجمه: الله تعالی برای من وحی نموده اینکه شما تواضع را پیشه نمایید تا هیچ‌کس بر دیگری بغاوت نکند و هیچ‌ شخص بر شخص دیگر، فخرفروشی نکند و احساس برتری ننماید.)
– در کتاب صحیح بخاری روایت شده که رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم در مورد متکبر چنین فرمودند: ” أَلَا أُخْبِرُکُمْ بِأَهْلِ الْجَنَّهِ ، کُلُّ ضَعِیفٍ مُتَضَاعِفٍ لَوْ أَقْسَمَ عَلَى اللَّهِ لَأَبَرَّهُ ، أَلَا أُخْبِرُکُمْ بِأَهْلِ النَّارِ ، کُلُّ عُتُلٍّ جَوَّاظٍ مُسْتَکْبِرٍ ”
(ترجمه: آیا شما را از اهل جنت خبر ندهم؟ هر فرد ضعیف و بیچاره‌ای است که اگر بر الله قسم یاد نماید، آن را حانث نمی‌کند و حتما قسم‌اش را راست می‌نماید و آیا شما را از اهل دوزخ خبر ندهم؟ هر فردیست که سرکش، بداخلاق و خودبین می‌باشد.
با ذکر این روایات به این نتیجه می‌رسیم که کسانیکه متواضع و فروتن هستند، یقینا در نزد الله جایگاه و مقام والایی دارند که افراد متکبر و مغرور ارزش آن را بدانند، هیچ‌گاه غرور نمی‌نمایند.
در این مورد؛ خاطرات زیادی وجود دارد که متأسفانه دامنه این نوشته، گنجایش آنها را ندارد و غرض یادبود؛ یک مورد بیان می‌گردد.

وقتی که ما در قرارگاه مجاهدین بودیم، غالبا کارهای اتاق از قبیل پاک‌کاری، آشپزی، تهیه و خرید مواد غذایی را خود مجاهدین انجام می‌دادند. اکثر رفقاء از کارهای اتاق خبر نبودند، وقتی که ما متوجه شدیم‌، دانستیم که همه کارهای اتاق را بطور دایم فقط دو تن از مجاهدین که ظاهرا طالب‌العلم بنظر می‌رسند، انجام می‌دهند.

این دو تن؛ خدمت مجاهدین را چنان با اخلاص و بدون منت انجام می‌دادند که اصلا کسی متوجه شان نمی‌شد. ما کنجکاو شخصیت شان شدیم و متوجه این دوجوان بودیم تا بدانیم که اینها چطور افراد هستند که تمام وقت، خدمت ما را می‌کنند اما در جلسات عمومی و نشست‌های دورهمی حضور ندارند و تمام راز و نیاز شان با خود شان است؟. پس از جست‌وجو و کندکاوی، با کمک دلگی‌مشر دانستیم که ایشان از جمله‌ی افراد هستند که مدت‌ها قبل خود را در لیست استشهادی‌ها ثبت‌نام کرده بودند و پس از سپری کردن دوره‌ی تعلیمات نظامی، حالا منتظر مساعدشدن زمینه‌ی عملیات هستند. (الله اکبر)

پس از آن؛ بیشتر متوجه شان بودیم و از دیدار شان، ادب و اخلاق شان و از اخلاص و للهیت شان لذت می‌بردیم و غبطه می‌خوردیم. این دو جوان؛ دارای چهره‌های بشاش و نورانی، اخلاق پسندیده نیکو و آراسته با تمام سنت‌های نبوی بودند. شخصیت‌های مبارک بودند که شاید دیگر در زندگی دیدار چنین چهره‌های نصیب ترتیب‌دهنده این جملات نشود.
یقینا آنها کسانی بودند که تمام زندگی شان را وقف تلاش بخاطر ملاقات پرودگار کرده و جهت رسیدن به این هدف، کوتاه‌ترین را که همانا انجام عملیات شهادت‌طلبانه است، انتخاب نموده بودند. (‏مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً ).
آنها بی‌صبرانه منتظر ملاقات پروردگار بودند. زمانیکه بیکار می‌شدند، با هم داخل مسجد می‌رفتند و پس از ادای نماز و تلاوت و اذکار، رخ به رخ نشسته، پیرامون جهاد، شهادت، جنت، ملاقات پیامبر و پردوگار در آخرت مذاکره می‌کردند و اشک‌های شان سرازیر می‌شد.
ایام کوتاهی چنین گذشت و پس از مدتی، متوجه شدیم که خدمت مجاهدین درست صورت نمی‌گیرد، سپس معلوم شد که آن دونفر که خدمت می‌کردند، از نزد ما رفتند و دیگر هرگز ایشان را ندیدیم. تقبلهما‌الله.
این خاطره یک نمونه از تواضع و فروتنی مجاهدین سنگر بود که فراموش‌ناشدنی است و یقینا یک کورس عملی آموزنده و مؤثر برای مایان بود که روایات در مورد، تواضع، فروتنی، اخلاق و ادب را فقط از روی کتاب‌ها خوانده بودیم.
ادامه دارد…