حملهٔ قشون سرخ به افغانستان؛ درس‌ها و آموزه‌ها

نویسنده: محمد داود اسحاق‌زهی «یوسفی»   هدف از نوشتن و خواندن تاریخ، عبرت‌گرفتن از نکات ضعف و قوّت آن است؛ زیرا گذشته (تاریخ) مشعل فروزان آینده است. با یک نگاه کلی به آیات قرآن کریم و کلام بزرگان دین، می‌توان به اهمیت نگارش و کنکاش تاریخ پی برد؛ چنانکه هویداست، یک‌سوم آیات قرآن کریم در […]

نویسنده: محمد داود اسحاق‌زهی «یوسفی»

 

هدف از نوشتن و خواندن تاریخ، عبرت‌گرفتن از نکات ضعف و قوّت آن است؛ زیرا گذشته (تاریخ) مشعل فروزان آینده است.

با یک نگاه کلی به آیات قرآن کریم و کلام بزرگان دین، می‌توان به اهمیت نگارش و کنکاش تاریخ پی برد؛ چنانکه هویداست، یک‌سوم آیات قرآن کریم در مورد سرگذشت امت‌های پیشین نازل شده است؛ خداوند به‌منظور پنددهی و نصیحت‌گویی به انسان‌ها، آن حکایت‌ها را بیان نموده است.

جمع و ترتیب، تألیف و تصنیف تاریخ، ترسیم سرگذشتِ زندگانی، فرهنگ و آداب و رسوم یک قوم و ملت است. در گذر زمان و با افول و فروز ستارهٔ بخت این و آن، زمینه‌های پیدایش خوی و خصلت‌ها، بستر حرکت‌ها و جنبش‌ها، عوامل و موانع گسترش و کشش آنها، علل رخدادها و پدیده‌ها، عوامل تعالی و اسباب فروپاشی، کنش‌های تأثیرگذاری و اثرپذیری، چگونگی ایجاد، تداوم و ترسیخ روابط، و سایر شئون و مظاهر زندگی، فرهنگ و سرنوشت ملت‌ها و اقوام، توسط یک یا چند مورخ به تصویر کشیده می‌شود و در پیشگاه صاحبان اندیشه‌ و خرد، فهیمان بحث و بررسی و مطالعه‌ و خوانش انسان‌ها، به‌ویژه فرزانگان و اندیشه‌ورزان، قرار می‌گیرد.

ملت افغانستان همانند دیگر ملت‌ها دارای تاریخ پرفرازونشیب و مملو از حوادث و واقعات تلخ‌وشیرین، خارق‌العاده و فوق‌العاده است.

مردمان این سرزمین پهناور در درازنای تاریخ، همواره با مشکلات گوناگون و چالش‌های مختلف روبه‌رو بوده‌اند: از هجوم ابرقدرت‌های جهان و قشون‌کشی آنها گرفته تا فقر و تنگدستی و کمبودی‌های فرهنگی و اجتماعی. اما آنان با وجود ناسازگاری روزگار، دست به خلق شاهکارهای ماندگارِ تاریخی زدند و با رشادآفرینی‌هایشان تاریخ‌ساز و ماندگار شدند.

افغانستان گذرگاه امپراتوری‌ها و تیرگاه تاریخ جهان بوده‌ است. در امتداد سالیان دراز تا اکنون، سه ابرقدرت دنیا که در جهان برای خودشان رقیب نمی‌دیدند و رجزخوانی می‌کردند، در مقابل شهامت و شجاعت ملت افغانستان شکست تلخی خوردند و با آن‌همهٔ دبدبه و کبکبه سر تسلیم فرود آوردند. مردم افغانستان به دنیا ثابت کردند که استعمار، ذلت و بردگی را از هیچ ابرقدرتی نمی‌پذیرند و هرگز نخواهند پذیرفت و در صورت نیاز، دوباره به میدان نبرد رفته مردانه و مخلصانه از ناموس، وطن و باورهای خودشان دفاع خواهند کرد.

قشون سرخ شوروی در ۶ جدی ۱۳۵۸ هجری‌شمسی به افغانستان حمله کرد و در این تهاجم خونین و مکارانه، بیش از یک میلیون انسان بی‌گناه جان خود را از دست دادند و به شهادت رسیدند؛ نزدیک به پنج میلیون نفر آواره شدند و ده‌ها هزار خانه با خاک یکسان شد. باوجوداین، ملت افغانستان نزدیک به ده سال با آنان مبارزه کردند و پیکار نمودند، اما زیر بار اشغال و استعمار نرفتند.

در پی فتوّت و غیرت مردم، قشون سرخ در ۲۶ دلو ۱۳۶۷ هجری، با آخرین گردان‌های نظامیِ ارتش اتحاد جماهیر شوروی، افغانستان را ترک کرد.

شوروی نه/۹ ماه بعد از اجرای معاهدهٔ جینوا، به حضور نظامی‌اش در افغانستان پایان داد و خاک افغانستان را ترک کرد. جنرال بوریس گروموف، فرماندهٔ فرقهٔ چهلم ارتش شوروی، آخرین نظامی روسی بود که با عبور از پل دوستی آمو، میان افغانستان و اوزبیکستان، خروج کامل اتحاد جماهیر شوروی سابق از افغانستان را رسماً رقم زد.

با خروج اشغالگران از افغانستان، اتفاق ناگوار دیگر رخ داد و تاریخ سیاهِ دیگر را بر جریده و تارنمای افغانستان افزود، و آن اینکه مجاهدانی که تا دیروز در مقابل ارتش تادندان‌مسلح شوروی می‌جنگیدند، در آن هنگامهٔ مهمِ پسا اشغال و استعمار، بسیاری از سران جهادی به جان هم افتادند و بر سر قدرت، کشور را دچار بحرانی دیگر به‌نام «جنگ داخلی» کردند. آنان کشور را به جزایر قدرت تبدیل کردند و پاره و پراکنده‌اش نمودند؛ هر گروهی برای خودش حکومت می‌کرد و سلطه می‌گستراند. مردمانی که سالیان دراز با تمام توان از کشورشان دفاع می‌کردند، یا به گوشه رانده شدند یا زیر فرمان جنگ‌سالاران قرار گرفتند. تعدادی با سواستفاده از موقعیت پیش‌آمده، در برخی از نقاط افغانستان دست به فساد و فحشا زدند و اوضاع را در انظار جهان متشنج‌تر کردند. این عملکرد نابه‌خردانه‌شان برای علمای مجاهد که تا دیروز برای دین و ناموسِ این وطن از همهٔ چیزشان گذشته بودند، بسیار غم‌انگیز و رسواکننده بود؛ به‌همین‌منظور، تعدادی از آنان کنارهم قرار گرفتند و دست‌به‌دست هم دادند تا از گسترش این حرکت‌های ضد دینی جلوگیری کنند؛ نتیجه آن اتحاد و همبستگی، تشکیل یک حکومت اسلامی به‌نام امارت اسلامی بود. این حکومت در سال ۱۹۹۶ میلادی تشکیل و نزدیک به پنج سال دوام پیدا کرد.

از آنجایی که قدرت‌های بیرونی و درونی در افغانستان، حرکتِ این اشخاص مخلص را برنتابیدند و منافعشان را در خطر دیدند، به بهانه‌های واهی علیه آنان دست به اقدامی زدند که باعث شد افغانستان بار دیگر به مدت بیست سال زیر یوغ اشغال آمریکایی‌ها قرار بگیرد و با این کارشان بحرانی دیگر را رقم زدند. البته منظورم این نیست که جهاد مقدس ملت افغانستان را نادیده بگیرم؛ در آن دوران دشوار و تاریخ‌ساز، مجاهدان مخلصی حضور داشتند که همواره از ملت و دین دفاع کردند و خود را در کنار مردم قرار دادند نه در پهلوی منافع خارجی‌ها و داخلی‌ها. هرچند همیشه در بحران‌های افغانستان دست پنهان خارجی‌ها مشغول دسیسه‌چینی بوده است، اما عوامل داخلی بیشترین خیانت را مرتکب شدند و ناگوارترین نتایج را تحمیل کردند.

امروزه که افغانستان آزادتر و آبادتر از همیشه است، باید تاریخ گذشته را از یاد نبریم، بلکه از آن درس و عبرت بگیریم. به یاد داشته باشیم که چه چیزی باعث بروز جنگ‌های داخلی در افغانستان شد، چگونه کشور ما به جزایر قدرت تبدیل شد، تفرقه و دودستگی چه پیامد تلخی برای ملت داشت.

از ابتدای خروج اشغالگران در آگوست ۲۰۲۲ تا اکنون، تمام دستگاه‌های تبلیغاتی غرب با تمام توش‌وتوانشان تلاش کردند تا میان دولت و ملت افغانستان و میان اراکین امارت اسلامی اختلاف بیندازند و دودستگی ایجاد کنند و همچنان به این ترفندشان ادامه خواهند داد، اما ناکام شده‌ به در بسته خورده‌اند و همواره رو سیه خواهند شد. شاید اختلاف‌نظرهایی وجود داشته باشد که یک امر طبیعی است، اما اختلاف قلوب وجود ندارد.

بسیاری از رسانه‌ها با روی‌کارآمدن امارت اسلامی در این فکر و خیال بودند که با اختلاف‌افکنی و فرافکنی می‌توانند حکومت افغانستان را متزلزل کنند، اما با گذشت زمان معلوم شد که در نقشهٔ شوم خودشان شکست خورده‌اند. البته بازهم بی‌کار و بیهوده نشسته با بزرگ‌نمایی برخی مشکلات که همه حکومت‌های دنیا با آن مواجه هستند، خواستند پایه‌های امارت اسلامی افغانستان را سست جلوه بدهند، اما خورشید را تکهٔ ابری نمی‌تواند بپوشاند و درخشش آن را پنهان نماید. خلاصه اینکه، تاریخ مشعل فروزان آینده است؛ باید از آن درس گرفت. درحقیقت ایمان و رشادت ملت افغانستان انگلیس را شکست داد نه توافقشان؛ غیرت ملت افغانستان شوروی را شکست داد نه توافق جینوا؛ شجاعت ملت افغانستان آمریکا و ناتو را شکست داد نه توافقشان در دوحه. آنچه دشمنان را بر سر میز مذاکره و توافق آورد، نتیجهٔ جهاد مقدسِ ملت افغانستان بود.

در پایان قابل یادآوری است که نکات ذیل نتیجهٔ قشون‌کشی ابرقدرت‌ها به افغانستان است که باید آویزهٔ گوشمان کنیم:

۱. نباید به ابرقدرت‌ها و بیگانگان اعتماد کرد؛

۲. اتحاد و یکپارچگی در هر شرایطی باید رعایت شود.