امارت اسلامی از جهاد تا سیاست 

در افغانستان جنبش‌های جهادی زیادی ضدتجاوز شوروی و دفاع از حاکمیت و برقراری یک نظام اسلامی به‌وجودآمدند؛ اما این جنبش‌ها و احزاب جهادی هر چند در برابر کمونیسم جهاد کردند؛ اما وقتی جهادشان به ثمر نشست، اهداف و آرمان‌های آنان تغییر نمود و کاش فقط اهدافشان تغییر می‌کردند و دست به اختلاف نمی‌زدند که آثارش هنوز هم پابرجاست

کمتر گروه جهادی در تاریخ معاصر جهان سراغ داریم که با گذر زمان در آن تغییر بنیادی نیامده باشد و دچار تحول نگشته باشد. چه بسیار گروه‌های جهادی که با ترفندهای خاص به گروه‌های سیاسی مبدل شده و پس از آن اثری از آن باقی نمانده است.

 

امارت‌اسلامی با گذشت نزدیک به سی‌سال از تاسیسش توانسته است روی اهداف و آرمان‌های خود باقی بماند و جانانه از آن دفاع کند. می‌دانیم که هدف تحریک طالبان(امارت اسلامی) پایان دادن به ظلم و ستم دوران جنگ داخلی بود؛ جنگی که بیشترین ضربه را به زندگی مردم وارد نمود و زیربنای شهری و روستایی را از بین برد.

یکی از ترفندهای دشمنان اسلام برای به زانو درآوردن گروه‌های جهادی ذوب نمودن و ادغام کردن آنها در جامعه است، امری که درباره امارت‌اسلامی هم صدق می‌کند. دشمنان داخلی و خارجی افغانستان تلاش‌های زیادی در این راستا انجام دادند. سران جمهوریت هم به دنبال همین طرح بودند و می‌خواستند که امارت‌اسلامی بخشی از حکومت گردد و به مرور زمان آرمان‌ها و اهدافش به باد فراموشی سپرده شوند.

در افغانستان جنبش‌های جهادی زیادی ضدتجاوز شوروی و دفاع از حاکمیت و برقراری یک نظام اسلامی به‌وجودآمدند؛ اما این جنبش‌ها و احزاب جهادی هر چند در برابر کمونیسم جهاد کردند؛ اما وقتی جهادشان به ثمر نشست، اهداف و آرمان‌های آنان تغییر نمود و کاش فقط اهدافشان تغییر می‌کردند و دست به اختلاف نمی‌زدند که آثارش هنوز هم پابرجاست. جنبش‌های جهادی در چچن نیز به این عاقبت دچار شدند، دیگر نامی از آنها نیست. روزگاری نام چچن با واژه جهاد و مجاهدین عجین شده بود و کفر و الحاد از نام آنان به لرزه در می‌آمد و علمای دیوبند هم وقتی انگلیس را از کشور پهناور هندوستان بیرون راندند، دست از اهداف جهادی کشیدند و به درس و مدرسه پرداختند. حکومت را به نا‌اهلان سپردند و مسلمانان این کشور ضمن اینکه اقلیت محسوب می‌شوند در بدترین حالت ممکن بسر می‌برند.

اصلاً چرا دور برویم، پاکستان هم با همین مشکل دچار است. قرار بود با تأسیس کشور پاکستان یک نظام اسلامی سر کار بیاید و بتواند از مسلمانان شبه‌قاره هند نمایندگی کند. امری که هیچگاه محقق نشد و علتش عقب‌نشینی علمای مجاهد و مبارز از اهداف و آرمان‌های جهادی خود بود.

در خود افغانستان چنین تجربه تلخی رخ داد. هنگامی که جنگ علیه شوروی پایان گرفت و ملت افغانستان پیروزی را جشن گرفت بسیاری از علماء تشکیل حکومت را به احزاب سپردند و خود به درس و مدرسه مشغول گشتند، غافل از اینکه احزاب به اصطلاح جهادی کشور را به سوی نابودی کشانده و همه چیز آن را نابود خواهند نمود.

امارت اسلامی با همه‌ی مشکلات و موانع و با حفظ روحیه جهادی و صیانت از آرمان و هدف خود، از میدان مبارزه پا به میدان سیاست گذاشته است و مصمم‌تر از همیشه می‌خواهد مسیرش را پیموده و به منزل مقصود که همانا داشتن یک نظام اسلامی قدرتمند است، برسد.

امارت‌اسلامی با همان صلابتی که در میدان مبارزه از خود نشان داده، در میدان سیاست نیز با همان صلابت حرکت می‌کند و از نیازهای متفاوت این دو میدان آگاهی کامل دارد.

پیروزی امارت اسلامی افغانستان برای همگان ثابت ساخت که بدون کوچک‌ترین عقب‌نشینی از مواقف و آرمان‌های خود می‌توان موفق شد و به اهداف تعیین شده رسید. این آغاز یک تحول بنیادین است که می‌تواند برای گروه‌های جهادی سراسر دنیا یک درس آموزنده باشد.

امروز امارت اسلامی افغانستان هم از نظر جهاد میدانی و هم جهاد سیاسی یک الگو قرار گرفته است. مسلمانان سراسر جهان با در نظر‌داشت امارت اسلامی و پیگیری پالیسی‌های آن آرزومند هستند که شکوه یک دولت مستقل اسلامی را از نزدیک ببینند و یک‌بار دیگر عدالت و آزادی واقعی را زیر پرچم اسلام به تماشا بنشینند.

آنچه مهم است، آنکه امارت‌اسلامی از تجربه‌های گذشته درس گرفته و تجربه‌های تلخ گذشته گروه‌های جهادی را تکرار نکرده است. امید است که خداوند امارت اسلامی و مردان مجاهد و مبارزش را توفیق دهد تا با بینش و دید وسیع مبتنی بر عقلانیت بر راه که در آن قدم گذاشتند، استقامت نصیب نماید و یک‌بار دیگر به جهان معاصر ثابت کند که اسلام می‌تواند سعادت دنیا و آخرت را برای جهانیان به ارمغان بیاورد.