ارگ، ترورها و حمله‌های هدف‌مند؛ ابزاری برای بقا

منیر احمد منیر اداره‌ٔ ازهم‌پاشیدهٔ ارگ، جهت رسیدن به مطلوب و بقایش بر کرسیِ ریاست کابل، از چندین مدت است که ترور فیزیکیِ شخصیت‌های برجسته و مهم کشور از جمله: علما، اشخاص بانفوذ، سیاسیون، متفکرانِ معتدل و دعوت‌گرانِ مصلح را جزو برنامه‌های ردیف اول خود قرار داده است؛ چنانچه حملات هدف‌مند بر مساجد، مدارس دینی، […]

منیر احمد منیر

اداره‌ٔ ازهم‌پاشیدهٔ ارگ، جهت رسیدن به مطلوب و بقایش بر کرسیِ ریاست کابل، از چندین مدت است که ترور فیزیکیِ شخصیت‌های برجسته و مهم کشور از جمله: علما، اشخاص بانفوذ، سیاسیون، متفکرانِ معتدل و دعوت‌گرانِ مصلح را جزو برنامه‌های ردیف اول خود قرار داده است؛ چنانچه حملات هدف‌مند بر مساجد، مدارس دینی، پوهنتون‌ها و اهل علم، از دیربازیست که طرح‌ریزی شده و هرازگاهی شاهد آن بوده‌ایم.

دشمنان رنگ‌باخته و دروغ‌پرداز، با انفجارهای مرموز خود در بازارها، مراسم عروسی، ورزش‌گاه‌ها، مدارس دینی، دانشگاه‌ها و در میان عموم مردم، اهداف خاصی را دنبال می‌کنند. وحشت‌افگنی درمیان مردم، نشان‌دادن چهره‌ای خشن از طرف دوم، حذف مخالفان سیاسی و آنهاییکه ازآنان چشم‌می‌خورند – چه در داخل و چه در خارج – جزو برنامه‌های درازمدت و مهم آنان است؛ که هرازگاهی اجرایش می‌کنند.

شمار چنین ترورها و حملات از شمار بیرون است و شما می‌توانید در هر ولایتی جداگانه چنین ترورهای هدف‌مندی را بشمارید که ادارهٔ کابل مسئول حقیقی آن است.

مشت نمونهٔ خروار می‌توان از ترور بعضی از شخصیت‌ها در طول همین یک‌سال نام برد:

  • ترور وحید مژده، فعال سیاسی و فردی روشن‌فکر و معتدل، کارشناس مسایل سیاسی و نویسنده.
  • هدف‌قراردادن قاضی محمد حسن حقیار، نویسنده و کارشناس امور افغانستان که زخمی شدند.
  • نظرمحمد مطمئن را مورد ترور قرار دادند که نجات کرد و جان سالم به‌در برد.
  • ترور مولوی ایاز نیازی؛ امام و‌ خطیب مسجد جامع وزیر اکبر خان از خطیبان برجسته و مردم‌دار.
  • ترور مولوی عزیز الله مفلح از علما و نخبگان دینی
  • ترور مولوی صلاح الدین از خطبای بارز ملایت نیمروز.

و ده‌ها اعمال ننگین دیگرِ این مزدوران اجانب و بی‌گانگان.

حادثهٔ اخیر کابل یکی دیگر از برنامه‌های مرموز و بلکه آشکار این نادانان است.

آنها با به‌جاگذاردن بعضی از علایم در محل حادثه، مردم را کوته‌فکر و کودَن تصور کرده و گویا شواهدی بر چسباندن ادعای‌شان بر مجاهدان امارت اسلامی پیدا کرده‌اند!

براستی! اگر مجاهدان امارت اسلامی چنین عملیاتی بکنند و نخواهند آن را افشا کنند؛ پس چه نیازی به بردن بیرق سفیدشان در محل است؟ چه نیازی به نوشتن “امارت زنده باد” روی دیوار حادثه است؟!

ارگ با اجرای چنین طرح‌های ننگینی به‌صورت جنگ‌های نیابتی، توسط عوامل مرموز و مزدورش و در لباس دیگران، خواستار اعمال فشار بر افکار عامه و دوستان اشغالگر خود هست. ارگ، کشتار مردم بی‌گناه را انتخاب کرده است تا دستاویزی برای ماندن خود و اشغالگران پیدا کند و چه بد انتخابی! ارگ می‌خواهد تا چهرهٔ پاک علما و مجاهدان مخلص امارت اسلامی را مخدوش کند و خلاف حقیقتش را جلوه دهد! اما، آفتاب با دوانگشت پنهان نمی‌شود.

امروزه مردم ما، مردم چندسال قبل نیستند؛ آنان به نبوغ سیاسی و رشد فکری رسیده‌اند و خوب را از بد، خوب تشخیص داده‌ می‌توانند.

مجاهدان امارت اسلامی زندگی خود را در کفهٔ ایثار و اخلاص گذاشته اند تا رضایت خداوندی را حاصل کنند و برای ملت خود خدمتی بکنند و آنان را از دزدان و سارقان دین، مذهب و خاک نجات دهند و سایهٔ سیاه استعمار نوین را از افق این خاک برچینند. وما ذلک على الله بعزیز